محمد ابراهيم آيتى
453
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
خدا بىآن كه لباسى بپوشد به استقبال وى شتافت ، و او را در آغوش كشيد و بوسيد ، زيد هم آنچه را كه پيش آمده بود گزارش داد . سريّهء عبد اللّه بن عتيك بر سر أبو رافع يهودى در رمضان سال ششم [ 1 ] ابن اسحاق مىنويسد كه : « سلّام بن ربيع » در فراهم ساختن أحزاب بر ضدّ رسول - خدا كوششها كرده بود و قبيلهء أوس هم پيش از أحد ، كعب بن أشرف را به كيفر دشمنى وى با رسول خدا كشته بودند ، بدين جهت پس از پايان يافتن غزوهء خندق و بنى قريظه ، قبيلهء خزرج از رسول خدا اجازه گرفتند كه « ابو رافع : سلّام بن ربيع - بن أبى الحقيق » را بكشند ، چه دو قبيلهء أوس و خزرج أنصار ، پيوسته در راه نصرت رسول أكرم با هم رقابت مىكردن و هرگاه قبيلهء أوس نسبت به رسول خدا خدمتى انجام مىداد ، قبيلهء خزرج هم چنان خدمتى را انجام مىدادند تا در آن فضيلت و افتخار از أوس عقب نمانند و هرگاه خزرجيها در طريق نصرت رسول خدا افتخارى كسب مىكردند ، قبيلهء أوس نيز در پى كسب چنان افتخارى بر مىآمدند و چون خزرجيها ديدند كه قبيلهء أوس با كشتن كعب بن أشرف يهودى - دشمن سرسخت رسول خدا - سرفراز شدهاند ، در مقام آن بر آمدند تا دشمنى از دشمنان رسول خدا را كه در دشمنى با وى در رديف ابن - أشرف باشد بكشند و پس از شور و مذاكره رأيشان بر كشتن أبو رافع قرار گرفت ، پس از كسب اجازه از رسول خدا پنج نفر از خزرجيان : « عبد اللّه بن عتيك » ، « مسعود - ابن سنان » ، « عبد اللّه بن أنيس » ، « أبو قتاده : حارث بن ربعى » و « خزاعىّ بن - أسود » ( أسلمى ، حليف خزرج ) بدين منظور رهسپار خيبر شدند .
--> [ 1 ] - ماه شصت و هفتم هجرت .