محمد ابراهيم آيتى

452

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

ابن حذيفة بن بدر » چهل مرد از نسل خود را بر سر رسول خدا فرستاده و گفته بود كه : در مدينه بر وى هجوم برند و بدين جهت سريّهء أوّل « زيد بن حارثه » به « وادى القرى » روى داد [ 1 ] و « زيد » از ميان كشتگان جان به در برد . به روايت ابن اسحاق و طبرى و مسعودى : « بنى فزاره » بر ضدّ مسلمانان در « وادى القرى » فراهم شده بودند ، رسول خدا « زيد بن حارثه » را بر سر ايشان فرستاد و كسانى از أصحاب « زيد » به شهادت رسيدند ، امّا خودش از ميان كشته‌ها جان به در برد . به روايت واقدى كه فقط سريّهء دوّم زيد را نوشته است : « زيد بن حارثه » با سرمايه‌هائى از أصحاب رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - به عنوان تجارت به شام مىرفت امّا نرسيده به « وادى القرى » دسته‌اى از قبيلهء « فزاره » از « بنى بدر » بر وى تاختند و خود و همراهانش را زدند و هر چه داشتند از ايشان گرفتند ، امّا « زيد » جان به در برد و رهسپار مدينه شد و آنچه پيش آمده بود به رسول خدا گزارش داد . به هر جهت پس از آن كه « زيد بن حارثه » از سريّهء ماه رجب ( يا سفر بازرگانى ) وارد مدينه شد ، قسم خورد كه : شستشو نكند و روغن نمالد تا بر سر « بنى فزاره » رود و با آنان بجنگد ، چون زخمهاى وى بهبود يافت ، رسول خدا او را با سپاهى بر سر « بنى - فزاره » فرستاد و او در « وادى القرى » بر آنان حمله برد و قيس بن مسحّر يعمرى ، مسعدة بن حكمة بن مالك بن حذيفة بن بدر را بكشت ، و نعمان و عبيد اللّه : پسران مسعده را نيز بكشتند و « أمّ قرفه » را كه پير زنى فرتوت بود ، با دخترش و عبد اللّه بن مسعده اسير گرفتند ، « قيس بن مسحّر » به دستور « زيد بن حارثه » ، « أمّ قرفه » را به وضع فجيعى كشت و دختر او را با عبد اللّه بن مسعده به مدينه آوردند . دختر « أمّ قرفه » را « سلمة بن عمرو بن أكوع » اسير گرفته بود ، رسول خدا از وى خواست تا او را به خالويش « حزن بن أبى وهب بن عائذ بن عمران بن مخزوم » ببخشد و عبد الرحمن بن حزن » از همين دختر تولّد يافت . « زيد بن حارثه » در بازگشت به مدينه ، در خانهء رسول خدا را كوبيد و رسول

--> [ 1 ] - ماه رجب سال ششم چنان كه پيش از اين گفتيم .