محمد ابراهيم آيتى
432
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
نماز خوف رسول خدا در « ذى قرد » نماز خوف خواند ، و يك شب و روز آنجا ماند و در ميان أصحاب خود كه پانصد يا هفتصد نفر بودند ، به هر صد نفر يك شتر داد كه براى خوراك خود بكشند . « سعد بن عباده » هم از مدينه چند بار خرما و ده شتر فرستاد كه در « ذى - قرد » به رسول خدا رسيد . بازگشت به مدينه رسول خدا پس از پنج روز كه رفته بود ، روز دوشنبه به مدينه بازگشت . همسر « أبو ذرّ » : پس از بازگشت رسول خدا به مدينه ، همسر « أبو ذرّ » هم كه او را اسير كرده و برده بودند ، بر شتر « قصواء » رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - كه يكى از شترهاى گله بود رسيد و پس از گزارشهائى كه داد ، گفت : اى رسول خدا ! نذر كردهام كه اگر خدا مرا سوار بر اين شتر نجات بخشد ، او را بكشم و از جگر و كوهانش بخورم ! . رسول خدا لبخندى زد و گفت : بد پاداشى است كه به اين شتر مىدهى ! خدا تو را سوار بر اين شتر نجات بخشد و آنگاه او را بكشى ؟ ! نه در معصيت خدا نذرى منعقد مىشود و نه در آنچه مال تو نيست ، اين شتر مال من است ، به سلامتى به خانهات بازگرد . سريّهء زيد بن حارثه به « طرف » بر سر بنى ثعلبه جمادى الآخرهء سال ششم [ 1 ] رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - « زيد بن حارثه » را به فرماندهى پانزده مرد
--> [ 1 ] - ماه شصت و چهارم هجرت .