محمد ابراهيم آيتى

400

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

ديدند ، علاوه بر اين ، ما با محمّد نمىجنگيم ، مگر آن كه از مردان خود گروگانهائى به ما دهيد تا در دست ما و موجب وثوق و اطمينان خاطر ما باشند و با آسودگى خيال با محمّد بجنگيم ، چه ما مىترسيم كه جنگ شما را به ستوده آورد و كار نبرد بر شما سخت و دشوار گردد ، و آنگاه بيدرنگ به ديار خويش روى آوريد و ما را تنها رها كنيد و در مقابل اين مرد كه در شهر ما است و نيروى جنگ با او را نداريم بيچاره شويم . چون فرستادگان قريش و غطفان بازگشتند و گفتار بنى قريظه را بازگفتند ، قريش و غطفان گفتند : به خدا قسم : « نعيم بن مسعود » راست مىگفت و آنگاه نزد « بنى قريظه » فرستادند كه ما به خدا قسم : يك مرد هم از مردان خود را به شما نمىدهيم ، اگر راستى مىخواهيد بجنگيد ، بيائيد و در جنگ با محمّد ما را كمك دهيد . بنى قريظه با شنيدن اين پيام با خود گفتند : راستى كه « نعيم بن مسعود » راست مىگفت ، اينان مىخواهند ما را به جنگ وادار كنند ، آنگاه اگر فرصتى به دست آوردند ، از آن استفاده مىكنند و اگر جز آن بود به ديار خود بازمىگردند و ما را در شهرمان در مقابل اين مرد تنها مىگذارند . پس نزد قريش و غطفان پيام فرستادند كه ما به خدا قسم تا : گروگان ندهيد ، همراه شما با محمّد نمىجنگيم . و بدين ترتيب خداى متعال آنها را از يارى يكديگر بازداشت و در شبهاى زمستانى بسيار سرد ، چنان بادى بر ايشان فرستاد كه ديگهاشان را برمىگرداند ، و خيمه‌هاشان را به زير مىافكند . حذيفة بن يمان در ميان دشمن رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - پس از خبر يافتن از اختلاف نظر و تفرقه‌اى كه ميان احزاب روى داد ، « حذيفه » را براى تحقيق حال و بررسى وضع دشمن به ميان آنان فرستاد . « حذيفه » براى مردى از اهل كوفه چنين گزارش مىدهد كه رسول خدا تا پاسى