محمد ابراهيم آيتى
387
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
و فرمود : برويد و تحقيق كنيد كه آيا آنچه از « بنى قريظه » خبر يافتهايم راست است يا دروغ ؟ اگر راست بود سخن با اشاره و كنايه بگوئيد كه من بفهمم ، امّا مردم را سست نكنيد ، و اگر به پيمان خود وفادار باشند ، آشكارا و در حضور مردم بگوييد . فرستادگان رسول خدا رفتند و معلوم شد كه كار عهدشكنى « بنى قريظه » از آنچه مىگفتهاند هم بالاتر است ، تا آنجا كه گفتند : رسول خدا كيست ؟ ما را با وى نه پيمانى است و نه قراردادى ، و نيز سخنان ناروا نسبت به رسول خدا گفتند و كار ميان آنان و « سعد بن معاذ » كه مردى تندخو بود ، به دشنام و ناسزاگوئى رسيد . « سعد بن عباده » گفت : از تندخوئى با ايشان درگذر كه كار ما با ايشان از دشنام دادن و تندخوئى بالاتر است . آنگاه نزد رسول خدا بازگشتند و چنان كه فرموده بود ، پيمانشكنى « بنى قريظه » را با كنايه و اشاره ، گزارش دادند و گفتند : عضل و قاره . كنايه از اين كه اينان هم مانند دو قبيلهء « عضل » و « قاره » كه با « أصحاب رجيع » يعنى : « خبيب » و همراهانش بىوفائى كردند ، پيمان خود را شكستهاند و بر سر عهد و ميثاق خود نيستند . رسول خدا - صلى اللّه عليه و آله - گفت : اللّه اكبر ! اى مسلمانان شما را مژده باد [ 1 ] . به روايت ديگر : گفت : حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ [ 2 ] . نزديك شدن خطر در اين موقع بود كه گرفتارى مسلمين به نهايت رسيد و ترس و بيم شدّت يافت و دشمن از فراز و نشيب ايشان را احاطه كرد و در دل مؤمنان نسبت به خدا و رسول خدا گمانها پيدا شد و نفاق منافقان آشكار گشت و « معتّب بن قشير » ( از طايفهء بنى عمرو - بن عوف ) گفت : محمّد ما را نويد مىداد كه : گنجهاى « خسرو » و « قيصر » را مىخوريم ، اما امروز جرأت نمىكنيم كه براى قضاى حاجت بيرون رويم ، و « أوس بن قيظىّ » ( از
--> [ 1 ] - أبشروا يا معشر المسلمين . [ 2 ] - سورهء آل عمران ، آيه 173 .