محمد ابراهيم آيتى

385

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

مىشدند ، در ناحيه‌اى از رومه [ 1 ] ميان جرف و زغابه ( وادى عقيق ) فرود آمدند . « غطفان » و پيروانشان از مردم « نجد » در ناحيه‌اى از « نقمى » تا كنار « أحد » جاى گرفتند . رسول خدا و مسلمانان - همچنان كه سابقا گفته شد - در دامن كوه « سلع » پشت به كوه اردوگاه ساختند و زنان و كودكان را در برجها جاى دادند . به گفتهء صاحب طبقات : لواى مهاجرين را « زيد بن حارثه » و لواى أنصار را « سعد بن عباده » به دست داشتند [ 2 ] . عهدشكنى بنى قريظه حيىّ بن أخطب نضرى به تحريك « أبو سفيان » نزد كعب بن أسد قرظىّ ، سرور بنى قريظه ( همان كه از طرف قبيلهء خود ، با رسول خدا قرار صلح و همجوارى مسالمت‌آميز منعقد كرده بود ) رفت ، امّا « كعب بن أسد » در قلعه را به روى وى بست بار نداد و چون و چرائى در ميان ايشان درگرفت : حيىّ - واى بر تو در را باز كن . كعب - واى بر تو ، كه مرد بدقدمى هستى ، من با محمّد پيمان بسته‌ام و با وى عهدشكنى نمىكنم و از او جز راستى و وفادارى نديده‌ام . حيىّ - واى بر تو در را باز كن تا با تو سخن بگويم . كعب - اين كار را نمىكنم . حيىّ - به خدا قسم : از ترس آن در را باز نمىكنى كه مبادا از غذائى كه از گندم نيم‌كوبيده فراهم ساخته‌اى بخورم .

--> [ 1 ] - در نسخهء اصل دومه به دال بود ، اين جانب آن را با مراجعه به سيرهء ابن هشام ( ج 3 ، ص 230 ، چاپ مصطفى الحلبى ، 1355 ه . ) و معجم البلدان ( ج 3 ، ص 104 و 141 ، چاپ بيروت ، 1376 ه . ) و كتب ديگر به رومه به راء تصحيح كردم . م . [ 2 ] - ج 2 ، ص 67 ، چاپ بيروت ، 1376 . م .