محمد ابراهيم آيتى

358

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

اسلام بر وى عرضه داشت ، نه اسلام آورد و نه بىرغبتى نشان داد و گفت : اى محمّد ! اگر مردانى از اصحاب خويش را براى دعوت مردم به « نجد » مىفرستادى كه آنان را به دين تو دعوت مىكردند ، اميدوار بودم كه اجابت مىكردند . رسول خدا گفت : از مردم « نجد » بر اصحاب خويش مىترسم . « أبو براء » گفت : در پناه من باشند ، ايشان را بفرست تا مردم « نجد » را به اسلام دعوت كنند . رسول خدا « منذر بن عمرو خزرجى ساعدى » [ 1 ] و « المعنق ليموت » [ 2 ] را با چهل مرد از نيكان اصحاب خود ، از جمله : « حارث بن صمّه » ( از بنى مالك بن - نجّار ) و « حرام بن ملحان » ( از بنى عدىّ بن نجّار ) و « عروة بن أسماء بن صلت سلمى » ( از بنى بهثة بن سليم ) و « نافع بن بديل بن ورقاء خزاعى » و « عامر بن - فهيره » فرستاد . به روايت صاحب طبقات و مقريزى : رسول خدا هفتاد نفر از جوانان و قاريان أنصار را همراه وى ساخت ، آنگاه رهسپار شدند و راهنماى ايشان « مطّلب » نامى از « بنى سليم » بود ، تا در « بئر معونه » ( ميان سرزمين بنى عامر و حرّهء بنى سليم ) فرود آمدند ، و « حرام بن ملحان » نامهء رسول خدا را نزد « عامر بن طفيل » برد ، امّا « عامر » بىآنكه نامه را بخواند و در آن بنگرد ، « حرام » را به قتل رسانيد و از « بنى عامر » براى كشتن همراهان وى كمك خواست و چون از اجابت وى امتناع كردند و گفتند : ما امان « أبو براء » را نقض نمىكنيم ، قبيله‌هائى از « بنى سليم » يعنى : « عصيّه » و « رعل » و « ذكوان » را به يارى خويش خواست و آنان پيشنهاد وى را پذيرفتند ، و بيدريغ بر مسلمانان حمله بردند و آنان را محاصره كردند . اصحاب سريّه هم ناچار شمشيرها را كشيدند و به دفاع پرداختند و همه به شهادت رسيدند مگر : 1 - كعب بن زيد خزرجى ( از بنى دينار بن نجّار ) كه در ميان كشته‌ها افتاده -

--> [ 1 ] - از طايفهء بنى ساعدة بن كعب بن خزرج ، نقيب بنى ساعده و از نويسندگان دوران جاهليت عرب . [ 2 ] - لقب است يعنى : شتابندهء به سوى مرگ .