محمد ابراهيم آيتى

355

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

شهادت خبيب بن عدىّ خبيب را « حجر بن أبى إهاب تميمى » حليف « بنى نوفل » براى « عقبة - بن حارث بن عامر بن نوفل » [ 1 ] به هشتاد مثقال طلا يا پنجاه شتر خريد ، تا او را به جاى پدر خود « حارث بن عامر بن نوفل » ( كه در جنگ بدر به دست « خبيب بن إساف - خزرجى » [ 2 ] كشته شده بود ) بكشد [ 3 ] . ماويّه [ 4 ] كنيز « حجير كه اسلام آورده بود ، مىگويد : خبيب در خانهء من زندانى شده بود ، روزى به سوى او گردن كشيدم و ديدم كه خوشه‌اى بزرگ انگور به دست دارد و مىخورد ، با آن كه در روى زمين خدا انگورى سراغ نداشتم كه خورده شود . « خبيب » را نيز براى كشتن و دار زدن از حرم بيرون بردند و چون به « تنعيم » رسيدند و خواستند او را بكشند ، گفت : اگر ممكن است مرا رها كنيد تا دو ركعت نماز بگزارم ؟ گفتند : مانعى ندارد . پس دو ركعت نماز تام و كامل گزارد و سپس گفت : به خدا قسم : اگر خوف آن نبود كه گمان كنيد از ترس مرگ نماز را طول مىدهم ، بيشتر نماز مىگزاردم . گفته‌اند : « خبيب » نخستين كسى بود كه دو ركعت نماز را در هنگام كشته شدن سنّت نهاد . « خبيب » را بالاى چوبى برافراشتند و چون او را محكم به چوبهء دار بستند ، گفت : خدايا ما پيام پيامبرت را رسانديم ، اكنون در اين بامداد او را از وضع ما با خبر ساز . سپس گفت : خدايا به حساب يكايك اينان برس و ايشان را دسته دسته بكش و از ايشان احدى را باقى مگذار .

--> [ 1 ] - أبو اهاب برادر مادرى حارث بن عامر يا خواهرزادهء او بود . [ 2 ] - هكذا ؟ . ظاهرا اشتباهى است از : خبيب بن عدى . م . [ 3 ] - به قولى : دختر حارث او را به صد شتر خريد ، و به قولى : « حجير بن أبى إهاب » او را براى شوهر خواهرش « عقبة بن حارث بن عامر » خريد تا او را به جاى پدر خود حارث بكشد . [ 4 ] - ماويّه به واو و تشديد ياء ، يا ماريه به راء و تخفيف ياء .