محمد ابراهيم آيتى

354

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

شهادت عبد اللّه بن طارق زيد و خبيب و عبد اللّه تسليم شدن و تن به اسيرى دادند ، مردان « هذيل » آنان را به مكّه مىبردند تا در آنجا بفروشند ، در منزل « ظهران » « عبد اللّه بن طارق » نيز از كرده پشيمان شد و دست خويش را از بند رها ساخت و شمشير كشيد و با سنگباران دشمن از پاى درآمد و به شهادت رسيد . قبر او هم در « ظهران » است . « زيد » و « خبيب » را به مكّه بردند و در مقابل دو اسير از « هذيل » كه در مكّه بردند فروختند . شهادت زيد بن دثنه [ 1 ] « زيد » را « صفوان بن أميّه » به پنجاه شتر خريد تا به جاى پدرش « أميّة بن - خلف » بكشد ، و او را با غلام خود « نسطاس » به خارج حرم و « تنعيم » فرستاد تا او را بكشد ، و گروهى از قريش از جمله : « أبو سفيان » در آنجا فراهم شدند . « أبو سفيان » از « زيد » كه او را براى كشتن پيش آورده بودند ، پرسيد : تو را به خدا قسم : دوست دارى كه اكنون محمّد به جاى تو بود و او را گردن مىزديم و تو در ميان خانواده‌ات آسوده بودى ؟ گفت : به خدا قسم : دوست ندارم كه محمّد در همان جائى كه هست خارى به پاى او بخلد و او را آزار دهد و من در ميان خانواده‌ام آسوده باشم . « أبو سفيان » گفت : در ميان مردم هيچ كس را نديدم كه كسى را چنان دوست بدارد كه ياران محمّد ، محمّد را . « زيد » بر دست « نسطاس » به انجام رسيد .

--> [ 1 ] - نسخهء اصل به تبع سيرة النبى ( ج 3 ، ص 178 ) : دثنه ، به تشديد نون . م .