محمد ابراهيم آيتى

350

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

به قولى : در همين سريّه ، نبرد مختصرى پيش آمد و مردى از مشركين كشته شد و « مسعود بن عروهء صحابى » به شهادت رسيد . سريّهء عبد اللّه بن أنيس أنصارى سلمى جهنى قضاعى [ 1 ] بر سر « سفيان بن خالد بن نبيح هذلى » در « عرنه » دوشنبهء پنجم محرّم الحرام سال چهارم [ 2 ] رسول خدا خبر يافت كه : « سفيان بن خالد [ 3 ] هذلى لحيانى » در « عرنه » منزل كرده و مردمى را براى جنگ با رسول خدا فراهم ساخته است . پس « عبد اللّه بن - أنيس » را براى كشتن وى فرستاد . به روايت ابن اسحاق : « عبد اللّه بن أنيس » مىگويد : رسول خدا مرا فرا خواند و گفت : خبر يافته‌ام كه پسر « سفيان بن نبيح هذلى » مردم را براى جنگ با من

--> [ 1 ] - چون حليف « سلمه » از أنصار بود ، او را أنصارى و سلمى مىگفتند ، و چون از قبيلهء قضاعه و از طايفهء « بنى برك بن وبره » بود ، قضاعى ، و چون « بنى برك بن وبره » داخل در « بنى جهينه » شدند ، جهنى . و همو است كه از رسول خدا از شب قدر پرسيد و گفت : راه من دور است ، مرا شبى معين فرماى تا در مدينه باشم . فرمود : شب بيست و سوم را در مدينه باش . و نيز يكى از كسانى است كه بتهاى « بنى سلمه » را مىشكستند . از رسول خدا روايت كرده است كه : گفت : أكبر الكبائر الإشراك باللّه و عقوق الوالدين ، و اليمين الغموس ، و الّذى نفسى بيده لا يحلف أحد و لو على مثل جناح بعوضة إلا كانت نكتة فى قلبه إلى يوم القيامة . أسد الغابه ، ج 2 ، ص 119 - 120 . [ 2 ] - در ماه سى و پنجم پس از هجرت . [ 3 ] - در طبقات ، ج 2 ، ص 50 ، امتاع الاسماع ، ص 254 : سفيان بن خالد ، و در سيرة النبى ، ج 4 ، ص 293 ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 58 ( چاپ نجف ) : خالد بن سفيان ضبط شده است .