محمد ابراهيم آيتى

330

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

13 - خارجة بن زيد ( از أنصار ، خزرج ، بنى حارث بن خزرج ) مالك بن دخشم مىگويد : بر « خارجة بن زيد » كه سيزده زخم كارى كشنده برداشته بود گذشتم ، و گفتم : مگر نمىدانى كه محمّد كشته شد ؟ گفت : اگر محمّد كشته شده باشد ، خدا زنده است و نمىميرد ، محمّد رسالت خود را تبليغ كرد ، تو هم از دين خود دفاع كن . 14 - عبد اللّه بن عمرو بن حرام ( از أنصار ، خزرج ، بنى سلمة بن - سعد ، بنى حرام ) پدر جابر أنصارى معروف ، « جابر » مىگويد : پدرم نخستين شهيد روز أحد بود ، و به دست « سفيان بن عبد شمس » پدر « أبو الأعور سلمى » شهادت يافت ، و رسول خدا پيش از هزيمت مسلمانان بر وى نماز گزارد . 15 - عمرو بن جموح ( از أنصار ، خزرج ، بنى سلمه ، بنى حرام ) كه مردى سخت به لنگى گرفتار بود و چهار پسر داشت كه با كمال دلاورى در جنگها همراه رسول خدا مىرفتند ، و چون روز أحد پيش آمد مىخواستند پدر خود را از شركت در جنگ بازدارند ، به او گفتند كه : خدا تو را معذور قرار داده است ، امّا « عمرو » نزد رسول خدا آمد و گفت : پسرانم مىخواهند مرا از همراهى با شما و شركت در اين امر بازدارند ، با اين كه من به خدا قسم : اميدوارم كه با همين پاى لنگ در بهشت قدم زنم . رسول خدا گفت : تو را كه خدا معذور شناخته است ، و جهادى بر تو نيست [ 1 ] . و آنگاه به پسرانش گفت : چه اشكالى دارد كه او را مانع نشويد ، شايد خدا شهادت را به وى روزى كند [ 2 ] . پس « عمرو » هم به راه افتاد و گفت : خدايا مرا به خانه‌ام بازمگردان و شهادت نصيب من فرما . و چون روز أحد به شهادت رسيد ، رسول خدا فرمود : « عمرو بن جموح » و « عبد اللّه بن عمرو بن حرام » را كه در دنيا دوستانى با صفا بوده‌اند ، در يك قبر دفن كنيد [ 3 ] .

--> [ 1 ] - أمّا أنت فقد عذّرك اللّه ، فلا جهاد عليك . [ 2 ] - ما عليكم أن لا تمنعوه ، لعلّ اللّه أن يرزقه الشهادة . [ 3 ] - انظروا إلى عمرو بن الجموح و « عبد اللّه بن عمرو بن حرام » ، فإنّهما كانا متصافيين فى الدنيا ، فاجعلوهما فى قبر واحد .