محمد ابراهيم آيتى
331
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
16 - خلّاد بن عمرو بن جموح ، كه با پدرش : « عمرو » و سه برادرش : « معاذ » ، « أبو أيمن » [ 1 ] و « معوّذ » در بدر شركت كردند و روز أحد خود و پدرش : « عمرو » و برادرش : « أبو أيمن » به شهادت رسيدند . 17 - مالك بن سنان ( از أنصار ، خزرج ، بنى أبجر ، بنى خدرة بن عوف ) پدر « أبو سعيد خدرى » كه روز أحد خون صورت رسول خدا را مكيد . در اخلاق وى نوشتهاند كه : سه روز گرسنه ماند و از كسى سؤال نكرد . رسول خدا دربارهء وى چنين گفت : كسى كه بخواهد مردى پارسا پرسش بيند ، به « مالك بن سنان » بنگرد [ 2 ] . 18 - ذكوان بن عبد قيس ( از أنصار ، خزرج ، بنى زريق بن عامر ) أنصارى مهاجرى كه به قول بعضى : او و « أسعد بن زراره » نخستين كسانى بودند كه اسلام را به مدينه آوردند . 19 - مخيريق ( از بنى ثعلبة بن فطيون ) [ 3 ] از أحبار و دانشمندان يهود كه مردى توانگر بود و درختان خرما بسيار داشت و رسول خدا را به پيامبرى نيك مىشناخت ، اما از دينى كه بدان خو گرفته بود دست برنمىداشت ، تا آن كه روز أحد فرا رسيد و آن روز شنبه بود ، پس به يهوديان گفت : به خدا قسم : شما خود مىدانيد كه يارى دادن محمّد بر شما فرض است . گفتند : امروز شنبه است . گفت : شما روز شنبهاى نداريد و آنگاه شمشير و سلاح خود برداشت و در أحد به رسول خدا و اصحاب او پيوست و به خويشان خود وصيّت كرد كه : اگر امروز كشته شدم ، دارائى من در اختيار محمّد است ، تا هر چه خواهد در آن انجام دهد . پس جهاد كرد تا كشته شد . و بر حسب روايت : رسول خدا
--> [ 1 ] - در استيعاب : پسر ، و در سيرة النبى : مولاى عمرو بن جموح نوشته شده است ( اين جانب به استيعاب مراجعه كردم ، در اين كتاب هم أبو أيمن مولاى عمرو بن جموح نوشته شده ، ولى به صيغهء مجهول ، قولى نقل كرده است كه : يكى از پسران عمرو بن الجموح است . ر . ك : استيعاب ، هامش اصابه ، ج 4 ، ص 8 . م ) . [ 2 ] - من أراد أن ينظر إلى العفيف المسألة ، فلينظر إلى مالك بن سنان . ( مقصود اين است كه از پرسش اجتناب مىكند . م ) . [ 3 ] - در نسخهء اصل : فطيون ، به فتح فاء . م .