محمد ابراهيم آيتى

320

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

باز « أبو سفيان » گفت : ما « عزّى » داريم و شما نداريد . و به امر رسول خدا در پاسخ وى گفتند : خدا مولاى ماست و شما مولى نداريد . آنگاه « أبو سفيان » پرسيد : راست بگوئيد كه : آيا ما محمّد را كشته‌ايم ؟ به وى پاسخ دادند كه : نه به خدا قسم ، او هم اكنون سخنان تو را مىشنود . آنگاه « أبو سفيان » فرياد كرد : وعدهء ما و شما در سال آينده در بدر . رسول خدا گفت تا به وى پاسخ دادند : آرى وعدهء ميان ما و شما همين باشد . مأموريّت علىّ بن أبى طالب رسول خدا پس از بازگشتن أبو سفيان ، علىّ بن أبى طالب را فرستاد و به وى فرمود : در پى اينان برو و ببين كه چه مىكنند : اگر شتران خود را سوار شدند و اسبها را يدك كشيدند آهنگ مكّه دارند و اگر بر اسبها سوار شدند و شترها را پيش راندند . آهنگ مدينه كرده‌اند ، امّا به خدا قسم كه : در اين صورت در همان مدينه با ايشان خواهم جنگيد . على رفت و بازگشت و گزارش داد كه شترها را سوار شدند و اسبها را يدك ساختند و راه مكّه را در پيش گرفتند . شهداى أحد ابن اسحاق : شهيدان أحد را شصت و پنج نفر شمرده است [ 1 ] . ابن هشام پنج نفر ديگر را به عنوان استدراك افزوده است [ 2 ] .

--> [ 1 ] - سيرة النبى ، ج 3 ، ص 75 - 80 . [ 2 ] - سيرة النبى ، ج 3 ، ص 80 - 81 .