محمد ابراهيم آيتى
261
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
پرچمداران قريش مقريزى مىنويسد : قريش سه پرچم داشتند : پرچمى به دست « أبو عزيز بن - عمير » ( برادر مصعب بن عمير ) ، پرچمى به دست « نضر بن حارث » ، پرچمى با « طلحة بن أبى طلحه » . صفآرائى رسول خدا ( ص ) رسول خدا خود چوبى به دست داشت و صفهاى سپاهيان اسلامى را منظّم مىساخت كه « سوّاد بن غزيّه » ( حليف بنى عدىّ بن نجّار ) را از صف جلوتر ديد ، و چوب را به شكم وى زد و فرمود : در صف ، راست بايست اى « سوّاد » ! « سوّاد » گفت : اى رسول خدا ! مرا به درد آوردى با آن كه خدا ترا به حقّ و عدالت فرستاده است ، پس مرا اذن قصاص ده . رسول خدا شكم خود را برهنه ساخت و گفت : بيا قصاص كن : « سوّاد » شكم رسول خدا را بوسيد . رسول خدا گفت : چرا اين طور كردى ؟ گفت : اى رسول خدا ! مىبينى كه چه پيش آمده است ، خواستم در آخرين ساعتى كه با تو هستم بدنت را بوسيده باشم . پس رسول خدا دربارهء وى دعاى خير كرد . رسول خدا پس از منظّم ساختن صفوف سپاهيان خويش ، خطبهاى ايراد كرد كه متن آن را مورّخان نقل كردهاند [ 1 ] و سپس به سوى سايبان خود رفت و نزد پروردگار به دعا و انابه پرداخت و مىگفت : خدايا ! اگر امروز اين گروه كشته شوند ، ديگر پرستش نخواهى شد .
--> [ 1 ] - ر . ك : امتاع الاسماع ، ص 81 . شرح نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 330 .