محمد ابراهيم آيتى
260
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
ببريم و بر سر چاهى كه فرود آمدهايم حوضى بسازيم و پر از آب كنيم و سپس با دشمن بجنگيم ، و دستشان را از آب كوتاه كنيم . رسول خدا پيشنهاد وى را پذيرفت و دستور داد تا : سپاهيان اسلامى در كنار نزديكترين چاه به دشمن فرود آمدند و آنگاه فرمود تا : ديگر چاهها را انباشتند و بر سر همان يك چاه حوضى ساخته ، پر از آب كردند . اما به تصريح ابن اسحاق : هنگامى كه قريش نزديك آمدند و خواستند از حوض مسلمانان آب بنوشند ، رسول خدا فرمود : از ايشان جلوگيرى نكنيد . سايبان رسول خدا - « سعد بن معاذ » به رسول خدا عرض كرد : اجازه فرما تا : سايبانى براى شما بنا كنيم ، تا اگر خدا ما را سرافراز كرد و در اين جنگ بر دشمن ظفر يافتيم . مراد ما حاصل باشد و اگر شكستى پيش آمد ، سوار شوى و به مدينه ، نزد أنصار روى ، چه آنان كه با تو همراهى نكردهاند در دوستى تو كمتر از ما نيستند و اگر مىدانستند كه جنگى در كار است ، از همراهى با ما دريغ نمىداشتند . البتّه آنان هم از تو حمايت و خيرخواهى خواهند كرد و در راه تو به جهاد خواهند پرداخت . رسول خدا دربارهء « سعد » دعاى خير كرد و سايبانى براى رسول خدا ساخته شد . روز جنگ و آمادگى قريش بامداد روز جنگ ، مردان قريش از پشت تپهء « عقنقل » بر آمده و در مقابل مسلمين آمادهء جنگ مىشدند كه رسول خدا گفت : « اللّهمّ هذه قريش قد أقبلت بخيلائها و فخرها ، تحادّك و تكذّب رسولك . اللّهمّ فنصرك الذي وعدتنى . اللّهمّ أحنهم الغداة » . « خدايا ! اين قبيلهء قريش است كه با ناز و تبختر خويش روى آورده است و با تو دشمنى مىكند و پيغمبرت را دروغگو مىشمارد . خدايا ! خواستار نصرتى هستم كه خود وعده كردهاى ، خدايا ! در همين صبح امروز نابودشان ساز » .