محمد ابراهيم آيتى

258

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

پيام أبو سفيان به قريش - أبو سفيان ، هنگامى كه كاروان تجارت را از خطر گذراند و از اين جهت آسوده خاطر شد ، به قريش پيام داد كه : منظور شما از اين حركت ، حمايت از كاروان بازرگانى و حفظ اموالتان بود ، اكنون كه كاروان از خطر گذشته است ، بهتر همان كه به مكّه بازگرديد . « أبو جهل » گفت : هرگز باز نخواهيم گشت ، تا در بدر [ 1 ] فرود آئيم و سه روز آنجا بمانيم و گوشتخورى و ميگسارى كنيم و كنيزان خواننده براى ما آوازه‌خوانى و نوازندگى كنند و عرب از اين حركت و جمعيّت ما باخبر شوند و براى هميشه از ما بترسند و حساب ببرند . بازگشت بنى زهره از جحفه به مكّه - « أخنس بن شريق ثقفىّ » هم پيمان « بنى زهره » كه نيز در « جحفه » بودند به « بنى زهره » گفت : خدا مالهاتان را نجات بخشيد و « مخرمة بن نوفل زهرى » را به سلامت رها ساخت ، شما هم كه جز حفظ اموال و « مخرمه » منظورى نداشتيد ، اكنون بدنامى ترسيدن را به من واگذاريد و بازگرديد ، چه شما را بر خلاف گفتار « أبو جهل » نيازى به اين حركت بى جا نيست . « بنى زهره » همگى از « جحفه » بازگشتند و حتّى يك نفر هم از ايشان در بدر شركت نداشت از « بنى عدىّ بن كعب » هم كسى همراه قريش بيرون نيامده بود ، و تنها همين دو طايفه از قريش بودند كه كسى از ايشان در جنگ بدر شركت نكرد . بازگشت طالب بن أبى طالب از جحفه به مكّه - ابن اسحاق مىنويسد كه ميان « طالب بن أبى طالب » كه همراه قريش بيرون آمده بود و بعضى از قريش گفتگوئى در گرفت و آنها به « طالب » گفتند : به خدا قسم : ما مىدانيم كه شما بنى هاشم ، هر چند كه با ما همراه باشيد ، هوا خواه محمّد هستيد ، پس « طالب » با كسانى كه بر مىگشتند به مكّه بازگشت .

--> [ 1 ] - بدر يكى از بازارهاى عرب بر سر راه مدينه و مكه و سوريه بود كه همه‌ساله در آنجا براى خريدوفروش و مفاخره فراهم مىآمدند .