محمد ابراهيم آيتى

252

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

جحش بن رئاب أسدى » را با هشت نفر از مهاجرين [ 1 ] فرستاد ، و براى وى فرمانى نوشت ، و فرمود كه : تا دو روز راه نپيمايد آن را نخواند ، پس در آن بنگرد و هر چه فرمايد عمل كند و كسى از همراهان خود را به همراهى مجبور نسازد . « عبد اللّه » پس از دو روز كه راه‌پيمائى كرد ، نامه را گشود و چنين فرمان يافت : هرگاه در نامه‌ام نگريستى ، همچنان رهسپار شو ، تا در « نخله » ميان مكّه و طائف فرود آئى ، آنجا در كمين قريش باش و اخبارشان را براى ما جستجو كن . « عبد اللّه » كه خود آمادهء « امتثال » بود ، به همراهان خود گفت : هر كدام از شما كه با ميل و رغبت در آرزوى شهادت است با من رهسپار شود و هر كسى كه نمىخواهد بازگردد ، چه من به فرمان رسول خدا رهسپار مىشوم . از همراهان « عبد اللّه » كسى تخلف نورزيد ، مگر « سعد بن أبى وقّاص » و « عتبة - ابن غزوان » كه در « بحران » بالاى « فرع » [ 2 ] شتر خود را كه به نوبت سوار مىشدند گم كردند و ناچار براى پيدا كردن آن عقب ماندند . « عبد اللّه » با همراهان خويش در « نخله » فرود آمد و همان جا ماند تا كاروانى از قريش حامل مويز و پوست و ديگر كالاى تجارتى رسيد . رجال قريش كه اول بار از ديدن مسلمانان بيمناك شدند ، با ديدن « عكّاشة بن محصن » كه سر تراشيده بود ، آسوده خاطر شدند و گفتند : اينان براى انجام عمره آمده‌اند و از ايشان خطرى نيست . آن روز كه روز آخر رجب بود « واقد بن عبد اللّه تميمى » به طرف « عمر بن - حضرمى » تيراندازى كرد و او را كشت .

--> [ 1 ] - از بنى عبد شمس : أبو حذيفة بن عتبه ، از حلفاى ايشان : عبد اللّه بن جحش ، عكّاشة بن محصن . از بنى نوفل : عتبة بن غزوان حليفشان . از بنى زهرة بن كلاب : سعد بن أبى وقّاص . از بنى عدىّ ، حلفائشان : عامر بن ربيعه ، واقد بن عبد اللّه ، خالد بن بكير ، سهيل بن بيضاء . [ 2 ] - بحران ( به فتح باء ) و فرع ( به سكون راء ) هم نوشته‌اند ( ر . ك : معجم البلدان ، ج 1 ص 341 و ج 4 ص 252 چاپ بيروت 1376 ) . م .