محمد ابراهيم آيتى

253

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

دو نفر از ايشان را اسير گرفتند و يكى هم گريخت و بر وى دست نيافتند . « عبد اللّه بن جحش » كالاى تجارتى را با دو نفر اسير به مدينه آورد و به قولى : خمس آن را براى رسول خدا جدا كرد و بقيّه را بر اصحاب خود تقسيم نمود . رسول خدا گفت : ما أمرتكم بقتال فى الشهر الحرام . « من كه شما را به جنگ كردن در ماه حرام امر نكرده بودم » و از مال غنيمت و اسيران چيزى تصرّف نكرد ، و زبان مسلمانان بر سر « عبد اللّه » و همراهان وى دراز شد و قريش هم به حرف آمدند و گفتند : محمّد و يارانش ماه حرام را حلال شمردند و در آن خونريزى كردند و مال‌هاى مردم را به غارت بردند و مردان را اسير كردند ، تا آن كه آيات 217 و 218 از سورهء « بقره » نازل شد و خدا خود جواب قريش را داد و گناه اين پيشامد را هم به گردن آنان گذاشت و عبد اللّه و يارانش را اهل ايمان و هجرت و جهاد در راه خدا و اميدوارى به رحمت پروردگارى كه آمرزنده و مهربان است معرّفى كرد . آنگاه رسول خدا أموال غنيمت و اسيران را گرفت و چون قريش براى بازخريد اسيران خود فرستادند ، رسول خدا گفت : باشند تا « سعد » و « عتبه » بازگردند ، چه ممكن است آنان به دست شما كشته شوند ، و در آن صورت ما هم دو اسير شما را خواهيم كشت . اما موقعى كه « سعد » و « عتبه » بازگشتند ، آن دو را آزاد كرد . « حكم بن كيسان » اسلام آورد و نزد رسول خدا ماند تا در سريّهء « بئر معونه » به شهادت رسيد و « عثمان بن عبد اللّه بن مغيره » به مكّه بازگشت و كافر از دنيا رفت . غنيمت اين سريّه نخستين غنيمتى بود كه به دست مسلمانان رسيد و « عمرو بن - عبد اللّه بن عبّاد حضرمى » نخستين كافرى بود كه به دست مسلمانان كشته شد و « عثمان » و « حكم » نخستين اسيرانى بودند كه به دست مسلمانان اسير شدند . در نيمهء رمضان سال دوم ولادت حسن بن علىّ عليهما السلام روى داده است . غزوهء بدر كبرى 17 ( يا نوزدهم ) رمضان سال دوم هجرت جانشين رسول خدا در نماز - عبد اللّه بن أمّ مكتوم .