محمد ابراهيم آيتى

مقدمه كا

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

بِغَيْرِ عِلْمٍ ( سورهء انعام آيهء 108 ) و ديگرى آيهء مباركهء : إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ طَعامُ الْأَثِيمِ كَالْمُهْلِ . . . ( سورهء دخان آيه 43 - 46 ) لذا دو بار ذكر شده يكى در صفحهء 158 و ديگرى در صفحهء 160 . و اگر مقصود اين است كه ممكن بود هر دو يك جا ذكر شود ، پاسخ اين است كه اولا - ضرورتى نداشت كه يك جا ذكر شود . ثانيا - چون در سيرهء ابن هشام در دو جا ذكر شده است : يكى در صفحهء 383 از جلد اول و ديگرى در صفحهء 388 از همان جلد لذا مرحوم مؤلف هم در دو جا ذكر كرده است ( صفحهء 158 و 160 ) . 4 - در صفحهء 259 چاپ سوم آمده است كه پس از آن كه رسول خدا در كنار نزديكترين چاه بدر فرود آمد حباب بن منذر بن جموح سؤال كرد : آيا دستور خدا است كه در اينجا منزل كنيم و يا تدبير جنگى است ؟ رسول خدا فرمود : خير ، دستورى در كار نيست ، سياست و تدبير جنگى است . حباب گفت : حال كه چنين است اينجا جاى مناسبى نيست بفرماى تا در كنار نزديكترين چاه به دشمن فرود آييم و آنگاه ساير چاهها را از بين ببريم و در آنجا حوضى بسازيم و پرآب كنيم و سپس با دشمن بجنگيم تا دست دشمن را از آب كوتاه كنيم . پيامبر پذيرفت و بر طبق آن دستور داد . اين قسمت مورد استبعاد قرار گرفته است . پاسخ - در سه قسمت : قسمت اول - مدرك مطلب كتاب سيرهء ابن هشام است ( ج 2 ص 272 چاپ مصر مطبعهء مصطفى البابى الحلبى و اولاده سال 1355 هجرى مطابق 1936 ميلادى ) . قسمت دوم - علم پيامبر - ص - به مسائل در موارد عادى و معمولى مانند علم ديگران از همان طرق متعارفه است كه از جملهء آنها نظر صاحب نظران است ، و به هيچ‌وجه لزومى ندارد كه از راههاى غير متعارف و مستقيما از طريق خداوند باشد و اين مسأله به هيچ‌وجه با مقام نبوّت او منافاتى ندارد . تنها در مورد احكام و بعضى از امور ضرورى ديگر - كه خداوند مصلحت مىداند - لازم است پيامبر - ص - از طريق وحى و مستقيما از جانب خداوند به آنها اطلاع پيدا كند .