محمد ابراهيم آيتى

214

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

[ وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ ] [ 1 ] يعنى : « و هنگامى كه كافران از روى مكر و نيرنگ دربارهء تو نظر مىدادند تا : تو را در بند كنند ، يا تو را بكشند ، يا تو را بيرون كنند ، آنان مكر مىكنند و خدا هم مكر مىكند ، و خدا بهترين مكر كنندگان است » . و [ أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ . قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ ] [ 2 ] يعنى : « يا آنكه مىگويند : شاعرى است كه مرگ وى را انتظار مىبريم . بگو : منتظر باشيد ، چه من هم با شما از انتظاربرندگانم » . دستور هجرت از طرفى رجال قريش با تصميم قاطع بر كشتن رسول خدا پراكنده شدند و از طرفى ديگر جبرءيل فرود آمد و گفت : امشب را در بسترى كه شب‌هاى گذشته مىخوابيدى مخواب . قريش بر حسب تصميم و تبانى خويش پيرامون خانهء رسول خدا را در اول شب ( اول ربيع الاول سال 14 بعثت ) محاصره كردند و انتظار مىبردند تا هرگاه به خواب رود بر وى حمله برند ، رسول خدا هم بر حسب وحى پروردگار و دستورى كه براى هجرت رسيده بود ، على را فرمود تا : در بستر وى بخوابد و روپوش وى را بر خويش بپوشاند [ 3 ] و سپس در مكّه بماند و امانت‌هاى مردم را كه نزد رسول خدا بود به آنان برساند [ 4 ] .

--> [ 1 ] - سورهء أنفال 8 ، آيهء 30 . [ 2 ] - سورهء طور 52 ، آيه‌هاى 30 - 31 . [ 3 ] - « نم على فراشى و تسجّ ببردى هذا الحضرمىّ الأخضر ، فنم فيه فإنّه لن يخلص إليك شىء تكرهه منهم » . [ 4 ] - سيرة النبى ، ج 2 ، ص 98 .