محمد ابراهيم آيتى
189
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
مىكند ( و او در ميان قوم خود و در شهر خويش عزيز و مورد حمايت است . اكنون كه از همهء مردم شما را برگزيده است ، نيك بنگريد و اگر چنان مىبينيد كه با وى وفادار خواهيد ماند و از دشمنان حمايتش خواهيد كرد ) و اگر نيرومند و شجاع و ورزيدهء جنگ هستيد و مىتوانيد در مقابل دشمنى تمام عرب ، كه همداستان به جنگ شما برخيزند ، ايستادگى كنيد ( كارى را كه در پيش گرفتهايد ، دنبال كنيد . و اگر بيم داريد كه پس از بردن وى به شهر خويش دست از يارى وى برداريد و او را بىكس رها كنيد ، از هم اكنون او را واگذاريد ، چه او در ميان خويشان و در شهر خويش عزيز و نيرومند است ) پس در اين كار تصميم خود را بگيريد و با يكديگر مشورت كنيد و جز با تصميم قطعى و هماهنگى فكرى پراكنده نگرديد ، چه بهترين گفتار آن است كه راستتر باشد [ 1 ] . « براء بن معرور » گفت : آن چه گفتى شنيديم . به خدا قسم : اگر جز آنچه را بر زبان آوردى ، در دل ما مىبود ، مىگفتيم ، ليكن بر آنيم كه از روى وفا و راستى خونهاى خود را در راه رسول خدا - صلى اللّه عليه و آله - فدا كنيم . « عبّاس بن عباده » گفت : اى گروه خزرج ! مىدانيد بر چه كارى با اين مرد بيعت مىكنيد ؟ گفتند : آرى . گفت : شما بر جنگ با سرخ و سياه مردم با وى بيعت مىكنيد . اگر چنان مىبينيد كه هرگاه لازم شد مال خود را از دست بدهيد و اشراف شما كشته شوند ، دست از يارى وى بر خواهيد داشت ، از هم اكنون بدين بيعت تن در ندهيد ، چه اين كار به خدا قسم : باعث رسوائى دنيا و آخرت شما است و اگر چنان مىدانيد كه با فدا كردن مال و كشته شدن اشراف خويش با وى وفادار خواهيد ماند ، دست از دامن وى برمداريد كه به خدا قسم : خير دنيا و آخرت در همين است . پس همگى همداستان در پاسخ وى گفتند : آرى با فدا كردن مالها و كشته شدن اشراف خويش تن به اين بيعت مىدهيم . اى رسول خدا ! اگر وفادار باشيم براى ما چيست ؟ گفت : بهشت . گفتند : دست خود را بگشا تا با تو بيعت كنيم .
--> [ 1 ] - سخن عباس از طبقات ابن سعد ( ج 1 ، ص 221 - 222 ، چاپ بيروت ، 1380 ه . ) و سيرهء ابن هشام ( ج 2 ، ص 84 ، چاپ مصطفى الحلبى ، 1355 ) اقتباس شده است عبارات خارج پرانتز از طبقات و عبارات داخل پرانتز از سيره است . م .