محمد ابراهيم آيتى

157

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

نوشته‌اند كه : أبو طالب در مدّت گرفتارى بنى هاشم در « شعب » هر شب رسول خدا را مىفرمود كه : در بستر خويش بخوابد ، تا هر كس در كمين وى باشد او را در آنجا ببيند ، و چون مردم به خواب مىرفتند يكى از پسران [ 1 ] يا برادران يا عموزادگان خود را مىفرمود تا : در جاى رسول خدا مىخوابيد و رسول خدا را مىفرمود تا در بستر ديگرى بخوابد [ 2 ] . ابن اسحاق مىنويسد : رسول خدا همچنان بىآن كه از كسى پرهيز كند شب و روز پنهان و آشكار قوم خويش را دعوت مىكرد و امر خدا را برملا مىداشت ، و چون قريش ديدند كه خدا او را از شرّشان نگهدارى كرد و عمويش « أبو طالب » و دو طايفهء « بنى هاشم » و « بنى مطّلب بن عبد مناف » به يارى و حمايت وى برخاستند و دست آنان را از كشتن وى كوتاه ساختند ، از در استهزاء و عيبجوئى و ستيزه‌گرى درآمدند و دربارهء بعضى از آنان به خصوص ، و دربارهء بعضى ديگر به نحو عموم آياتى از قرآن نازل شده است . از جمله كسانى از قريش كه بالخصوص دربارهء آنان آياتى نازل شده است و نامشان به ما رسيده است : أبو لهب بن عبد المطّلب است و همسرش أمّ جميل دختر « حرب بن أميّه » كه خدايش « حمّالة الحطب » ناميد ، چه در رهگذر رسول خدا خار و خاشاك مىريخت [ 3 ] و از جمله كسانى كه به طور عموم آياتى دربارهء ايشان نازل شده : أميّة بن خلف بن وهب بن حذافة بن جمح » است كه هرگاه به رسول خدا مىرسيد

--> [ 1 ] - الغدير ، ج 7 ، ص 361 ، از ابن كثير . [ 2 ] - ابن ابى الحديد از أمالى أبو جعفر محمد بن حبيب ، نقل مىكند كه : بسا أبو طالب شب‌ها بر رسول خدا بيمناك مىشد و مىترسيد كه مبادا جاى خواب او را دانسته باشند ، و شبانه بر وى حمله برند ، بدين جهت او را از بسترش بلند مىكرد ، و پسر خود على را به جاى وى مىخوابانيد . شبى على به پدر گفت : پدر جان به اين ترتيب من كشته مىشوم . ابو طالب در پاسخ وى اشعارى گفت : و او را به پايدارى و فداكارى و شكيبائى امر كرد . على نيز در پاسخ پدر اشعارى گفت و آمادگى خود را براى كشته شدن در راه حمايت رسول خدا اعلام داشت ( شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 310 . الغدير ، ج 7 ، ص 357 - 358 ) . [ 3 ] - سورهء تبّت ، آيات 1 - 5 .