محمد ابراهيم آيتى

158

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

پيش رو و پشت سر عيبجوئى مىكرد و طعنه همىزد و سورهء « همزه » دربارهء وى نازل گرديد [ 1 ] . و نيز « عاص بن وائل سهمى » كه چون « خبّاب بن أرتّ » صحابى يكى از آهنگران مكّه شمشيرهائى براى وى ساخته بود و حقّ خود را مطالبه مىكرد ، « عاص » گفت : مگر نه آن است كه پيغمبر شما محمّد كه دين او را پذيرفته‌اى مىگويد كه : در بهشت هر چه بهشتيان طلا و نقره و يا جامه و خدمتگزار بخواهند فراهم است ؟ خبّاب گفت : چرا . عاص گفت : پس مرا مهلت بده تا روز قيامت كه بهشت بروم حقّ تو را آنجا بپردازم ، به خدا قسم اى « خبّاب » كه : مقام و بهرهء تو و همكيشان تو نزد خدا از مقام و بهرهء من بالاتر و بهتر نيست . پس آياتى دربارهء وى نازل گشت [ 2 ] . أبو جهل بن هشام كه رسول خدا را ديد و به او گفت : اى محمّد ! از بدگوئى خدايان ما در گذر و گرنه به خدا قسم كه : ما هم خداى تو را دشنام مىدهيم ، پس آيه‌اى در اين باره نازل گشت [ 3 ] . و نضر بن حارث بن كلده كه هرگاه رسول خدا در انجمنى مىنشست و به سوى خدا دعوت مىكرد و با تلاوت قرآن مجيد قريش را از آنچه بر سر امّت‌هاى گذشته آمده است بيم مىداد و برمىخاست ، به جاى رسول خدا مىنشست و براى قريش از رستم پهلوان و اسفنديار و پادشاهان ايران سخن مىراند و آنگاه مىگفت : به خدا قسم كه : محمّد بهتر از من سخن نمىگويد ، و گفتار او هم جز داستان‌هاى باستانى كه من هم مانند وى نوشته‌ام چيزى نيست ، خداى متعال آياتى دربارهء وى نازل كرد [ 4 ] . و عبد اللّه بن زبعرى سهمى شاعر كه چون رسول خدا آيات 98 - 100 سورهء « انبياء » را براى « نضر بن حارث » و رجال قريش خواند ، گفت : اگر من به جاى « نضر » مىبودم محمّد را مجاب مىكردم ، اكنون از وى بپرسيد كه : آيا فرشتگان و

--> [ 1 ] - سورهء 104 ، آيات 1 - 9 . [ 2 ] - سورهء مريم ، آيات 77 - 80 . [ 3 ] - سورهء انعام آيه 108 . [ 4 ] - سورهء فرقان ، آيه‌هاى 5 - 6 . سورهء قلم ، آيهء 15 . سورهء جاثيه ، آيات 7 - 8 .