محمد ابراهيم آيتى
151
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
نگرانى شديد قريش موجبات نگرانى و بر آشفتگى قريش از چند جهت فراهم گشته بود : چه از طرفى مهاجران حبشه در كشورى دور از شكنجه و آزار قريش آسوده خاطر و شاد و آزاد زندگى مىكردند . و فرستادگان قريش هم از نزد نجاشى افسرده و سرشكسته
--> ( ر . ك : ترجمهء تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 387 - 388 . بحار الانوار ، ج 18 ، ص 414 - 416 . السيرة النبويه ، ج 1 ص 263 - 264 . اعلام الورى ، ص 54 - 55 . ظاهرا آنچه ابن ابى الحديد از مغازى ابن اسحاق نقل مىكند آن است كه عمرو بن عاص ، و عمارة بن وليد بعد از بعثت رسول خدا ( براى مقصدى هر چه بود ) رهسپار حبشه گشتند ، و قصهء كيد عمرو با عماره كه منتهى به ديوانگى و مرگ وى شده ، در اين سفر بوده است ( ر . ك : شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 107 - 108 ) . اما راجع به سفرى كه عمرو بن عاص همراه عبد الله بن ابى ربيعه براى گرفتار ساختن جعفر بن أبى طالب ، و ديگر مهاجران مسلمان در نزد نجاشى ، به حبشه رفت همان روايت « أم سلمه » را كه از سيرة النبى نقل كرديم از مغازى ابن اسحاق نقل مىكند ( ر . ك : شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 108 - 110 ) . و در اين صورت آنچه را زينى دحلان به محققان نسبت داده ، و مقتضاى تحقيق دانسته ، خالى از تحقيق به نظر مىرسد ، چه به اين حساب سفر عمرو بن عاص و عماره به حبشه ارتباطى با كار مهاجران نداشته ، و پيش از هجرت آنان پيش آمده است . ابن ابى الحديد از عبد الله بن جعفر بن محمد روايت مىكند كه : جعفر بن محمد عليهما السلام گفت : عمرو بن عاص با عموى ما جعفر در كشور حبشه ، و نزد نجاشى و بسيارى از رعاياى وى انواعى مكرها به كار برد كه خداى متعال با - لطف خويش همه را از وى دفع كرد ، او را به آدمكشى و دزدى و زنا كردن متهم ساخت ، اما چون مردم از پاكدامنى و تقوى و عبادت وى آگاه بودند ، و سيماى نبوت را در وى مشاهده مىكردند ، هيچ يك از اين تهمتها به وى نچسبيد ، و چون تير عمرو به نشان نخورد ، و منظور وى از اين راه حاصل نگشت ، زهرى در خوراكى قرار داد ، و بر وى عرضه