العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

88

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

زندانى كنند اين خبر بعلى بن الحسين عليه السلام رسيد دوازده هزار درهم برايش فرستاد ، فرمود ما را معذور دار اگر نزد ما بيشتر از اين بود برايت بيشتر ميفرستاديم فرزدق قبول نكرده عرضكرد يا ابن رسول الله من اين اشعار را فقط بواسطه خشم و ناراحتى كه دچار شدم براى خدا و پيغمبر گفتم هرگز در مقابل آن چيزى نمىپذيرم امام عليه السلام پول را دو مرتبه فرستاد و پيغام داد ترا بحقى كه من بر تو دارم سوگند مىدهم بپذير خدا نيت و ارادت ترا بما خانواده ميداند فرزدق پذيرفت . در آن روزها كه زندانى بود اشعارى در هجو هشام سرود كه وقتى خبر به هشام رسيد او را آزاد كرد . در اختصاص مينويسد كه فرزدق اين اشعار را در همان جا بدون سابقه قبلى سرود هشام سالى هزار دينار به او ميداد آن سال قطع كرد خدمت على بن الحسين رفت و از او خواست كه حقوقش را از هشام بگيرد امام عليه السلام فرمود من خودم پرداخت ميكنم فرزدق امتناع ورزيده گفت يا ابن رسول الله هرگز شما را به پول نمىفروشم ثواب خدا در آخرت بهتر از پاداش دنيا است . اين خبر بمعاويه پسر عبد الله بن جعفر كه يكى از سخاوتمندان بنى هاشم و اديبان و خوش زبان بنى هاشم بود رسيد بفرزدق گفت چقدر خيال ميكنى زنده خواهى بود . فرزدق گفت بيست سال ، گفت اين بيست هزار دينار از من بگير و على بن الحسين را معذور دار كه در باره تو از هشام چيزى درخواست كند فرزدق گفت من خدمت زين العابدين عليه السلام رسيدم ايشان از خودشان پرداخت كردند ولى من عرضكردم پاداش اين عمل را براى آخرت گذاشته‌ام و به دنيا نمىفروشم . « 1 »

--> ( 1 ) در روايت ديگرى است كه زندان فرزدق طولانى شد از امام تقاضاى نجات كرد امام دعا نمود خلاص شد شكايت كرد كه حقوق مرا قطع نموده پرسيد هر سال چقدر حقوق ميگيرى مبلغ را گفت به مقدار چهل سال به او داد فرمود اگر ميدانستم بيشتر احتياج پيدا ميكنى ميدادم . پس از چهل سال از دنيا رفت .