العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

51

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

روز خدمتش رسيده عرضكردم از آن مسافرتى كه قرار بود خبرى نيست . فرمود آن طور كه خيال كردى نبود آن سفر مرگ بود كه خود را آماده آن مسافرت ميكردم زيرا آمادگى براى مرگ به اين است كه از حرام خوددارى كنى و در راه خدا دستگيرى نمائى . ابان بن تغلب گفت به حضرت صادق عرضكردم من ديده بودم هر وقت على بن الحسين وارد نماز ميشد رنگش تغيير ميكرد فرمود به خدا سوگند على بن الحسين مىشناخت آن كسى را كه در مقابلش ميايستاد . از كافى - ابو حمزه گفت حضرت زين العابدين فرمود اگر وارد بازار شوم و با پولى كه دارم مقدارى گوشت براى خانواده‌ام بخرم كه احتياج به آن دارند اين در نظر من بهتر است از اينكه بنده‌اى را آزاد نمايم . از كافى - حضرت صادق فرمود على بن الحسين عليه السلام سحرگاه در طلب روزى خارج ميشد ، عرضكردند آقا كجا ميرويد ؟ فرمود صدقه مىدهم بخانواده‌ام عرضكردند بخانواده‌ات صدقه ميدهى ! فرمود هر كس از راه حلال جستجوى روزى نمايد آنچه بدست آورد ( و براى خانواده خود خرج نمايد ) از طرف خدا صدقه حساب مىشود براى او . دعوات راوندى - حضرت باقر فرمود پدرم فرمود سخت مريض شدم پدرم به من گفت چه ميل دارى گفتم مايلم آنچه خدا برايم خواسته بر خلاف آن درخواستى نداشته باشم . فرمود احسن شبيه ابراهيم خليل صلوات الله عليه شده‌اى ، چنانچه جبرئيل به او گفت حاجتى دارى ؟ گفت در مقابل خدا اظهار نظرى ندارم او كافى است و خوب نگهبانى است . ابو حازم ميگفت كسى از خانواده بنى هاشم نديدم كه از على بن الحسين بهتر باشد در هر شبانه روز هزار ركعت نماز ميخواند تا در پيشانى و محل سجده‌اش پينه بست چون پينه‌اى كه بر زانوى شتر مىبندد . عبد الرزاق گفت ، كنيز على بن الحسين بر روى دست آقا در حال وضو آب ميريخت آفتابه از دستش افتاد و بر صورت امام وارد شد صورتش را مجروح