العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

50

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

كمال علاقه و محبت را داشت وقتى مقام و شخصيت و فضيلت زين العابدين را مشاهده ميكرد بر او رشگ ميبرد . هر كس با او دشمن بود باز بواسطه شدت مدارائى كه داشت با او معامله دوستانه ميكرد . حضرت صادق عليه السلام فرمود پدرم ميگفت حضرت زين العابدين عليه السلام هر وقت به نماز ميايستاد چون ساقه درختى بود كه حركت نميكرد مگر مقدارى كه باد حركت دهد . تهذيب مينويسد : حضرت على بن الحسين از مدينه به مسجد كوفه آمد فقط چهار ركعت نماز در مسجد كوفه خواند سوار شتر خود شده راه مدينه را از پيش گرفت . از كافى - حضرت صادق فرمود حضرت زين العابدين هر وقت ماه رمضان ميشد سخن جز بدعا و تسبيح و استغفار و تكبير نميگفت پس از افطار عرض ميكرد بار الها اگر بخواهى بيامرزى مىآمرزى . حضرت صادق فرمود على بن الحسين هر وقت خطبه عقد را ميخواند خيلى مختصر و كوتاه اجراء ميكرد بر سر سفره غذا بلا فاصله ميگفت الحمد لله و صلى إله على محمد و آله و استغفار ميكرد ميفرمود اين ازدواج را برقرار كردم با همان شرطى كه خداوند مقرر فرموده . از سفيان بن عيينه نقل شده كه زهرى گفت در شب سردى بارانى حضرت زين العابدين را ديدم كه بر پشت خود انبانى آرد گرفته ميرفت عرضكردم اين چيست ؟ فرمود سفرى در پيش دارم كه زاد و توشه آن را بمكانى مطمئن حمل ميكنم عرضكردم غلام من در خدمت شما است اجازه بدهيد بردارد ، قبول نكرد . گفتم اجازه بدهيد خودم بردارم ، من شما را از بردن اين بار گران بىنياز ميكنم . فرمود من خود را بىنياز نميكنم از برداشتن چيزى كه سبب نجات من است در سفر آينده و ورود مرا به منزل آينده بىخطر مىكند ترا به خدا قسم مىدهم راه خود را بگير و مرا به خود واگذار ، راه خويش را گرفتم پس از چند