العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

261

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

عرضكرد آقا دست مباركت را به من بده دست امام را گرفته بوسيد و به روى صورت و چشمان خود گذاشت بعد جامه از روى شكم خود بالا زده دست امام را روى شكم و سينه خود نهاد بعد از جاى حركت كرده گفت السلام عليكم و از خانه خارج شد . امام عليه السلام همان طورى كه پيرمرد ميرفت به او نگاه ميكرد بعد رو بجمعيت نموده فرمود هر كه مايل است يك نفر بهشتى را ببيند نگاه كند به اين پيرمرد . حكم بن عتيبه راوى حديث ميگويد من خانه مصيبت زده‌اى را نديده بودم كه مثل اين مجلس گريه كنند ( چنان تحت تاثير نيت پاك پيرمرد و لطف امام قرار گرفته بودند كه همه با صداى بلند گريه ميكردند . ) كافى ج 1 ص 242 - حسن بن عباس بن حريش از حضرت امام على النقى و ايشان از حضرت صادق عليه السلام نقل كرد كه فرمود پدرم مشغول طواف كعبه بود مرديكه نقاب بر صورت داشت مقابلش ايستاد و طواف آن جناب را قطع كرد و پدرم را برد باطاقى پهلوى صفا از پى من نيز فرستاد سه نفر شديم گفت مرحبا به پسر پيامبر دست بر روى سر من گذاشته گفت خدا به تو خير دهد اى امين خداوند بعد از پدران خويش . آنگاه بپدرم رو كرده گفت يا ابا جعفر ميخواهى تو براى من توضيح ده اگر مايلى من برايت توضيح دهم . يا تو سؤال كن و يا من . در صورتى كه بخواهى من ترا تصديق ميكنم يا تو مرا تصديق كن فرمود همه اينها را ميخواهم . آن مرد گفت مبادا وقتى من سؤال كردم جوابى بدهى كه حقيقت را پنهان كرده باشى . فرمود چنين جوابى را كسى ميدهد كه در دل دو علم داشته باشد هر يك مخالف ديگرى ولى خداوند امتناع دارد از اينكه داراى علمى باشد مختلف گفت سؤال من همين بود اينك قسمتى از آن را توضيح دادى بگو ببينم علمى كه حقيقت خالص باشد و در آن اختلاف نباشد نزد كيست ؟ فرمود اما تمام اين علم نزد خداست و آنچه مردم بدان نيازمندند در