العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
262
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
اختيار اوصياء است . امام صادق فرمود آن مرد نقاب از صورت برداشت و روى پا نشست صورتش ميدرخشيد گفت براى همين علم آمدم مقصودم همين بود شما عقيده دارى كه از علم بدون اختلاف نزد اوصياء هست از كجا آنها مطلع بر اين علم ميشوند ؟ فرمود پيامبر ميدانست ولى آنها از راهى كه پيامبر مطلع ميشد اطلاع پيدا نميكنند زيرا او پيامبر بود و اينها جانشينان پيامبر او از خداوند بدون واسطه وحى ميگرفت اوصياء استماع وحى نميكنند ، گفت صحيح است اكنون سؤال مشكلى دارم . بگو ببينم چرا اين علم آن طورى كه براى پيامبر ظاهر ميشد حالا ظاهر نميشود ؟ پدرم لبخندى زده گفت خداوند هرگز علم خود را نميدهد مگر به كسى كه او را بايمان آزمايش نموده چنانچه به پيامبر دستور داد تا اجازه نداده با مشركين پيكار كند و بر آزار آنها صبر نمايد چقدر پنهانى دعوت نمود بواسطه اطاعت امر خدا تا دستور رسيد كه اكنون آشكارا دعوت كن و از مشركين كناره بگير . خدا شاهد است اگر قبل از اين دستور هم آشكار دعوت ميكرد در امان بود ولى او ملاحظه اطاعت امر خدا را مينمود و ميترسيد مخالفت با دستور خدا بنمايد به همين جهت خوددارى نمود . دلم ميخواهد چشمهاى تو شاهد مهدى اين امت باشد ببينى ملائكه با شمشيرهاى آل داود بين آسمان و زمين چگونه روح كفار مرده را عذاب ميكنند و ارواح كسانى كه شبيه كافران هستند از زندهها سپس شمشيرى بيرون آورده گفت اين از همان شمشيرها است . پدرم فرمود آرى به آن خدائى كه مصطفى را بر انگيخت . در اين موقع نقاب بر صورت انداخت . گفت من الياس هستم من نشناخته از شما سؤال نكردم خواستم اين حديث نيروئى براى اصحابت باشد . دنباله حديث را ذكر