العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
255
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
فرمود آسمان بسته بود كه باران نمىآمد و زمين نيز بسته بود كه چيزى از آن خارج نميشد خداوند آسمان را با باران باز نمود و زمين را با روئيدن گياه عمرو بن عبيد برگشت راه اعتراضى بر فرموده امام پيدا نكرد . باز دو مرتبه بازگشت گفت آقا بفرمائيد اينكه خداوند در اين آيه ميفرمايد وَ مَن يَحْلِل عَلَيْه غَضَبِي فَقَدْ هَوى « 1 » غضب خدا چيست ؟ فرمود غضب خدا عقاب و كيفر اوست مبادا خيال كنى كه خداوند را تغيير حالت پديدار مىشود اگر چنين تصور كنى كافرى . ابو القاسم طبرى در شرح ( حج اهل سنت ) مينويسد كه ابو حنيفه به حضرت باقر كه در مسجد نشسته بود عرضكرد اجازه ميدهى پهلوى شما بنشينم ؟ امام فرمود تو مردى شناخته شده هستى ميل ندارم پهلوى من بنشينى . ابو حنيفه توجهى نكرده نشست عرضكرد آقا شما امام هستى ؟ فرمود نه . گفت گروهى در كوفه شما را امام ميدانند . فرمود ميگوئى چه كنم ؟ گفت نامهاى به آنها بنويس اطلاع بده كه امام نيستى . فرمود آنها گوش نميكنند من بر اينكه آنها اطاعت نميكنند با اينكه غايب هستند از آنهائى كه حاضرند گواه ميگيرم الان به تو گفتم پهلوى من منشين نشستى همين طور بقيه را بگير اگر بنويسم از من اطاعت نخواهند كرد . ديگر ابو حنيفه نتوانست حرفى بگويد . در كشف الغمه مينويسد - آبى در نثر الدرر ذكر كرده كه عبد الله ابن معمر ليثى به حضرت باقر گفت شنيدهام شما متعه ( عقد منقطع كه معروف به صيغه است ) را اجازه ميدهى فرمود خدا در قرآن اجازه داده و پيامبر سنت قرار داده اصحاب او نيز عمل كردهاند . گفت عمر از آن نهى كرده . فرمود تو بدستور دوست خود رفتار كن من بدستور پيغمبر صلى الله عليه و آله .
--> ( 1 ) طه 81 هر كه مورد خشم من قرار گرفت خوار و هلاك خواهد شد .