العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
238
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
گرفت و او را دربند نموده بمدينه فرستاد به او گفت تصميم دارم كه شركت در خون هيچ كدام از اولاد پيامبر نكنم و گر نه ترا ميكشتم . نامهاى نيز براى پدرم نوشت كه پسر عمويت را فرستادم با او به خوبى رفتار كن وقتى زيد آمد به او فرمود واى بر تو زيد چه كارهاى بزرگى ميكنى چه از دست تو كه بر نميآيد ؟ من ميدانم اين زين از كدام درخت جدا شده ولى مقدر چنين است واى بر كسى كه شر از او بر خيزد . مركبى را زين كردند پدرم سوار شد وقتى پائين آمد پاهايش ورم كرده بود دستور داد كفن برايش تهيه كنند يك قسمت از كفنش لباس سفيدى بود كه با آن احرام بسته بود فرمود اين پارچه سفيد را هم جزء كفن من قرار دهيد سه روز بيشتر زنده نبود از دنيا رفت . آن زين در نزد آل محمد است و آويزان كردهايم . زيد بن حسن نيز چند روز بيشتر زنده نبود مبتلا بدردى شد كه پيوسته ناتوان ميگرديد و ديوانه شد بطورى كه نماز را ترك كرد و از دنيا رفت . توضيح - مثل اينكه يك قسمت از آخر خبر حذف شده باشد و چنين معلوم مىشود كه در بند نمودن زيد و فرستادن او را به آن وضع يك تبانى بوده بين عبد الملك و زيد تا آن آقا را سوار بر زين مسموم نمايند به همين جهت فرمود من ميدانم اين زين از چه درختى درست شده چطورى نميدانم كه آلوده بسم است ولى مقدر است كه شهادت من بر اين وضع باشد به همين جهت فرمود زين در نزد ما آويزان است تا كسى به آن دست نزند و يا در رجعت از آن كافر انتقام بگيرند . ضمنا در اين خبر اشكال ديگرى است كه مخالف تاريخى است كه قبلا در مورد شهادت امام نوشتيم و بعد نيز خواهد آمد ممكن است بجاى عبد الملك هشام بن عبد الملك بوده و نسخه برداران اشتباه نوشتهاند . خرايج - از حضرت باقر نقل شده كه عبد الملك هنگام مرگ به صورت كلپاسه درآمد بچههايش درماندند كه با اين پيكر چه كنند يك وقت