العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

239

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

متوجه شدند كه كلپاسه هم رفته نيست . مشورت كردند كه چه كنند قرار بر اين گذاشتند كه از چوب به صورت جثه يك انسان بسازند و آن را در كفن بپيچند . همين كار را كردند بعد كفن نمودند كسى ديگر متوجه اين جريان جز من و بچه‌هايش نشدند . ارشاد ص 282 مينويسد - عبد الله زهرى گفت هشام بن عبد الملك به مكه رفت داخل مسجد الحرام شد تكيه بر غلامش بنام سالم داشت . حضرت باقر نيز يك طرف مسجد نشسته بود . سالم به او گفت اين مرد محمد بن على ابن الحسين است . هشام گفت همان كسى كه اهل عراق او را از جان دوست دارند ؟ گفت آرى . هشام گفت برو به او بگو امير المؤمنين ميگويد مردم در قيامت چه ميخورند و مىآشامند تا از حساب آسوده شوند . فرمود در سرزمينى محشور ميشوند كه براى آنها قرصهاى نان سفيدى هست و نهرها جاريست ميخورند و مىآشامند تا حساب پايان پذيرد . « 1 » عبد الملك به خيال خود پيروز شده گفت الله اكبر برو به او بگو مردم آنقدر در قيامت گرفتارند كه كسى بفكر خوردن و آشاميدن نيست . غلام آمد امام فرمود به او بگو در جهنم بيشتر از روز قيامت گرفتارند باز هم از خوردن و آشاميدن فراموش نميكنند چنانچه خداوند از زبان آنها نقل مىكند أَفِيضُوا عَلَيْنا مِن الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُم اللَّه يك كم آب بما بدهيد يا از نعمتهائى كه خدا بشما داده . هشام بن عبد الملك ساكت شده چيزى نگفت . تفسير عياشى ج 2 ص 44 - سليمان لبان گفت حضرت باقر فرمود

--> ( 1 ) در روايت ديگر اول ميپرسد فاصله بين عيسى و حضرت محمد چقدر بوده امام فرمود بعقيده ما هفتصد سال ولى بعقيده تو ششصد سال بعد سؤال خوراك مردم را در قيامت مىكند .