العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

235

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

بدهم دنباله حديث معروف است . اختصاص - ابن ابى يعفور گفت به حضرت صادق عرضكردم من هميشه نميتوانم خدمت شما برسم گاهى از من سؤالى ميكنند من نميتوانم تمام جوابهاى آنها را بدهم فرمود چرا بمحمد بن مسلم ثقفى مراجعه نميكنى او شاگرد پدرم بوده و از او حديث آموخته در نزد پدرم شخص مورد توجه و شايسته‌اى بود . در اختصاص مينويسد محمد بن مسلم طائفى ثقفى مردى كوتاه قد و آسيابان از نژاد عرب كوفى بود و در سال صد و پنجاه هجرى از دنيا رفت . خرايج ص 230 - ابا بصير گفت حضرت صادق فرمود زيد بن حسن با پدرم در مورد ميراث پيامبر ( ص ) اختلاف داشت ميگفت من از فرزندان امام حسنم و از شما بميراث پيامبر سزاوارترم . زيرا من از نژاد فرزند بزرگترم بايد ميراث پيامبر را با من تقسيم كنى . و سهم مرا بدهى پدرم سخن او را نپذيرفت . زيد شكايت بقاضى برد . براى نتيجه و جواب از طرف حضرت باقر زيد بن على بن الحسين برادر حضرت باقر پيش قاضى رفت . در اين رفت و آمدهاى پيش قاضى يك روز زيد بن حسن بزيد بن على گفت ساكت باش پسر كنيز هندى . زيد بن على گفت بيزارم از اختلافى كه نام مادرها را ببرند . به خدا قسم ديگر تا زنده باشم با تو سخن نخواهم گفت برگشت خدمت پدرم . گفت برادر من قسمى خورده‌ام باعتماد شما ميدانم مرا مجبور نخواهى كرد و نااميدم نميكنى قسم خورده‌ام كه با زيد بن حسن صحبت نكنم ديگر با او در مورد اختلاف حرفى نزنم جريان را توضيح داد كه براى چه قسم خورده . پدرم او را معذور داشت . زيد بن حسن غمگين شد . گفت طرف من بعد از اين محمد بن على خواهد شد من با او بدرشتى سخن خواهم گفت و آزارش ميكنم او مرا محروم