العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
22
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
خورد استفراغ نمودم مقدار كمى شير در آن بود با اينكه در آن شبانه روز و چند روز قبل سابقه نوشيدن شير نداشتم . از همان كتاب مينويسد ابا بصير گفت حضرت باقر حديث كرد مرا كه على ابن الحسين فرمود در خواب شيطان را ديدم و با او گلاويز شده با مشت بر بينىاش كوفتم صبح كه از خواب برخاستم آثار خون بر جامه خود مشاهده كردم . خرايج - روايت شده كه دست مرد و زنى در هنگام طواف كعبه بر حجر الاسود چسبيد هر چه كوشش كردند نتوانستند جدا كنند مردم گفتند قطع كنيد ، در همين ميان زين العابدين عليه السلام وارد شد در آن ازدحام مردم راه را گشودند پيش آمد و دست خود را بر روى آن دو گذاشت از حجر الاسود كنده شد و از هم جدا گرديد . خرايج - روايت شده كه حجاج بن يوسف براى عبد الملك مروان نوشت اگر ميخواهى سلطنت تو دوام داشته باشد على بن الحسين را بكش ، در جواب نوشت مرا از خون بنى هاشم معذور دار و سعى كن خون آنها را نريزى چون آل ابى سفيان حرص به خون ريزى اين خانواده داشتند خداوند سلطنت را از آنها گرفت . اين نامه را مخفيانه فرستاد . حضرت على بن الحسين بلا فاصله نامهاى براى عبد الملك نوشت و در آن نامه ياد آورد شد كه متوجه شد سفارشى كه در باره خون بنى هاشم نمودى خداوند پاداش اين خير خواهى ترا ميدهد سلطنت ترا پايدار و عمرت را افزون فرمود . اين نامه را بتاريخ همان ساعتى كه عبد الملك جواب حجاج را داده نوشت و بوسيله غلام خود فرستاد ، غلام كه نامه را داد عبد الملك متوجه شد تاريخ آن مطابق است با همان ساعتى كه نامه براى حجاج نوشته براستگوئى زين العابدين يقين كرد و از اين مطلب شاد شد ، كيسهاى پر از زر برايش فرستاد و در خواست كرد هر چه خود و خانوادهاش احتياج دارند بنويسد تا