العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
23
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
انجام دهد . در نامه نوشته بود كه پيغمبر در خواب به من فرمود : در نامه خود چه نوشتهاى ؟ و همان جناب پاداش پروردگار را وعده داد . خرايج - ابو خالد كابلى گفت محمد بن حنفيه پس از شهادت حسين و بازگشت زين العابدين بمدينه مرا پيش او فرستاد در آن روز در مكه بوديم گفت به او بگو من بزرگترين فرزند امير المؤمنينم بعد از امام حسن و امام حسين به اين مقام شايستهترم شايسته است به من واگذارى ، در صورتى كه مايل باشى يك نفر را حاكم قرار مىدهم بين ما حكومت كند من پيغام را رسانيدم . فرمود بعمويم بگو از خدا بترس و ادعاى مقامى كه مربوط به تو نيست نكن در صورتى كه اصرار داشته باشى بين من و تو حجر الاسود حكومت نمايد . جواب هر كدام را كه داد او امام است من جواب را بمحمد بن حنفيه رساندم ، محمد پذيرفت ، ابو خالد گفت منهم در خدمت آنها بودم با هم رفتيم كنار حجر الاسود و زين العابدين فرمود عمو پيش برو تو از من بزرگترى از حجر گواهى بطلب محمد بن حنفيه پيش رفت و دو ركعت نماز خواند از حجر الاسود خواست كه گواهى دهد در صورتى كه امام است ولى حجر جوابى نداد آنگاه على بن الحسين از جاى حركت كرد دو ركعت نماز خواند پس از نماز فرمود اى سنگ كه ترا خداوند گواه قرار داده براى كسانى كه به زيارت خانهاش بيايند اگر ميدانى من صاحب مقام امامت هستم و پيشواى لازم الاطاعه ميباشم گواهى كن تا عمويم بفهمد كه در امامت حقى ندارد ، خداوند سنگ را بسخن در آورد به زبان عربى فصيح گفت : يا محمد بن على امامت متعلق بزين العابدين است او امام است پيروى از او بر تو و جميع مردم واجب است . محمد بن حنفيه پاهاى زين العابدين را بوسيده گفت تو امام هستى . گفته شده كه محمد بن حنفيه اين كار را كرد تا مردم از شك در آيند . خرايج - جابر بن يزيد جعفى گفت حضرت باقر فرمود على بن الحسين با گروهى نشسته بود ناگاه آهوئى از بيابان آمد و مقابل آن سرور ايستاده دست