العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

211

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

كافى - حكم بن عتيبه گفت حضرت باقر را ديدم كه بر انگشتهاى خود حنا بسته بود فرمود نظر تو راجع به اين كار چيست ؟ عرضكردم من چه بگويم با اينكه شما اين كار را ميكنيد ولى در بين ما اين كار را جوانها ميكنند . فرمود وقتى نوره بناخنها ميرسد شبيه ناخن مرده مىشود با حنا آنها را آراسته بايد كرد . كافى - ابو عبيده گفت با حضرت باقر همسفر بودم بين مكه و مدينه همين كه رسيد به حرم غسل كرد و نعلين خود را بدست گرفته ساعتى در حرم پياده راه رفت . كافى - كنانى گفت از حضرت صادق در مورد گوشت قربانى پرسيدم فرمود حضرت زين العابدين و حضرت باقر يك ثلث بهمسايگان و يك ثلث براى مستمندان و يك ثلث را هم بخانواده خود اختصاص ميدادند . كافى ج 3 ص 171 زراره گفت حضرت باقر براى تشييع جنازه مردى از قريش رفت منهم در خدمت ايشان بودم عطا نيز بود زنى صدا بگريه برداشت عطا گفت ساكت باش و گر نه برميگرديم . آن زن ساكت نشد . عطا برگشت . به حضرت باقر عرضكردم عطاء برگشت فرمود چرا گفتم زنى صدا بناله بلند كرد به او گفت ساكت باش و گر نه برميگرديم ساكت نشد او برگشت فرمود ما ميرويم اگر بنا شود كار باطلى ببينيم با حق آميخته شد ترك حق كنيم بواسطه آن باطل در اين صورت حق مسلمان را ادا نكرده‌ايم . بعد از اينكه امام بر جنازه نماز خواند صاحب عزا پيش آمده گفت آقا از شما تشكر ميكنم خدا شما را رحمت كند نميتوانيد پياده راه برويد برگرديد . حضرت باقر از برگشتن خوددارى كرد . عرضكردم آقا بشما اجازه برگشتن داد ضمنا منهم كارى دارم ميخواهم از آن سؤال كنم . فرمود ما با اجازه او نيامده بوديم و با اجازه او برنميگرديم اين ثواب و پاداشى است كه در جستجوى آن هستيم شخص هر اندازه از پى جنازه برود پاداش ميگيرد .