العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
21
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
به او بازگشت با انگشت اشاره كرد همان دم حيض شد با اينكه صد و سيزده سال داشت . در خرايج مينويسد كه على بن الحسين روزى فرمود مرگ ناگهانى سبك بارى مؤمن و باعث تاسف كافر است ، مؤمن غسل دهنده و حامل جنازه خود را ميشناسد اگر در نزد خدا اميد ثوابى داشته باشد كسانى كه جنازهاش را مىبرند قسم ميدهد عجله كنند در غير اين صورت قسم ميدهد آرامتر ببرند . مردى بنام ضمرة بن سمره گفت ، اگر آنچه شما ميگوئيد صحيح باشد از تابوت بيرون مىآيد ميخندد و ميخنداند ، امام عليه السلام فرمود خدايا ضمرة بن سمره به حديث پيامبر خنديد و خنداند او را چنان بگير كه كفار را ميگيرى . پس از رفتن او چيزى نگذشت كه غلامش آمد و خبر فوت ضمره را بزين العابدين رساند غلام ميگفت من صداى او را در زندگى و پس از مرگ كاملا ميشناختم پس از مرگ ميگفت واى بر ضمرة هر دست آويزى از دستم رفت وارد جهنم شدم بايد همان جا منزل گيرم و ساكن باشم ، زين العابدين فرمود الله اكبر اين است كيفر كسى كه لبخند و مسخره كند حديث پيامبر را . در خرايج است ، كه روزى زين العابدين عليه السلام رفت بمزرعهاى كه داشت ناگهان مشاهده كرد گرگى موى ريخته و خشمگين راه را بر مردم گرفته گرگ نزديك آن جناب رسيده نالهاى كرد ، امام فرمود برو ان شاء الله انجام مىدهم گرگ رفت . عرضكردند چه ميگفت ؟ فرمود آمد پيش من ميگفت زايمان بر مادهاش سخت شده بداد من و او برس و دعا كن نجات يابد ، من پيمان ميبندم كه خودم و فرزندانم هرگز متعرض آزار دوستان تو نشويم ، من نيز خواسته او را پذيرفتم . از خرايج نقل مىكند ، كه على بن الحسين عليه السلام فرمود در خواب ديدم مثل اينكه ظرف شيرى برايم آوردند و نوشيدم ، سحرگاه حالم بهم