العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

175

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

بشنوم امام روى باسلم نموده فرمود اسلم ! ( چرا نقل كردى ) عرضكرد آقا من همان پيمانى كه شما گرفتيد از او گرفتم . حضرت باقر فرمود اگر تمام مردم روى زمين شيعه ما باشند سه قسمت از چهار قسمت آنها شكاك خواهند بود يك قسمت باقيمانده هم احمقند . خرايج - محمد بن ابى حازم گفت خدمت حضرت باقر بودم زيد بن على از آنجا گذشت امام باقر فرمود به خدا سوگند زيد در كوفه قيام خواهد كرد و كشته خواهد شد سرش را به اطراف ميگردانند بعد مىآورند و در اين محل روى نى به زمين ميكوبند اشاره نمود به همان محلى كه بعدها سر زيد را نصب نمودند . محمد بن ابى حازم گفت با گوش خود شنيدم سپس با چشم ديدم جريان خروج و شهادتش را شنيدم مدتى گذشت بعد سرش را در اطراف ميگرداندند سپس در همان محل بر نيزه نمودند تعجب كردم . خرايج روايت شده كه حضرت باقر باصحاب خود احاديثى بسيار دشوار و سخت بيان مينمود مردى بنام نضر بن قرواش وارد شد اصحاب خيلى ناراحت شدند كه او هم اين احاديث را خواهد شنيد بالاخره آن مرد رفت . عرضكردند آقا هر چه فرموديد او نيز شنيد مرد خبيث و بد جنسى است فرمود اگر از او بپرسيد هيچ يك از گفتار مرا حفظ نكرده . يكى از اصحاب او را ملاقات نموده گفت مايلم از گفتار ابى جعفر كه شنيدى برايم نقل كنى گفت به خدا سوگند نفهميدم چه گفت يك كلمه هم يادم نيست . خرايج - ابو حمزه از حضرت باقر نقل كرد كه فرمود من مشغول انجام اعمال عمره بودم و در حجر اسماعيل نشستم ناگاه ديدم يك جنى از طرف مشرق مىآيد نزديك بحجر الاسود شد من به او نگاه كردم مدتى ايستاد سپس هفت مرتبه طواف كرد بعد در مقام ابراهيم روى دم خود ايستاد و دو ركعت نماز خواند نزديك ظهر بود . عطاء و چند نفر ديگر او را ديدند پيش من آمده گفتند اين جنى را