العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

176

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

ديدى ؟ گفتم بلى او را ديدم متوجه كارهايش نيز بودم برويد به او بگوئيد محمد بن على ميگويد اكنون مسجد خلوت است و نزديك موقعى است كه گروهى از بردگان و سودانىها بيايند تو كه اعمال خود را انجام داده‌اى ميترسم آنها بيايند برايت ناراحتى فراهم كنند اگر عجله كنى و قبل از آمدن آنها به روى بهتر است . جنى اين پيغام را كه شنيد ريگهاى مسجد را چند تكه بر روى هم انباشت دم خود را روى آن ريگهاى انباشته گذاشته و به هوا برخاست . خرايج - گروهى از حضرت باقر اجازه ورود خواستند همين كه وارد دهليز شدند صداى قرائتى به زبان سريانى با لهجه خوشى شنيدند بطورى كه بعضى بگريه شدند اما معنى كلمات را نمىفهميدند با خود گفتند ممكن است يكى از اهل كتاب مشغول خواندن است پس از تمام شدن صدا وارد شدند ديدند هيچ كس خدمت امام نيست . گفتند آقا ما بلهجه سريانى از داخل اطاق قرائتى شنيديم بسيار غم انگيز فرمود به ياد مناجات الياى نبى افتادم گريه‌ام گرفت . مناقب و خرايج - ص 197 ابو بصير از حضرت صادق نقل كرد كه فرمود پدرم روزى در مجلس خود ساعتى سر به طرف زمين داشت بعد سر بلند نموده فرمود چه خواهيد كرد اگر يك نفر با چهار هزار نفر وارد شهر شما شود و سه روز در ميان شما شمشير بگذارد كشتارهاى عجيب نمايد و ببلائى بزرگ دچار شويد كه قدرت دفاع نداشته باشيد . اين جريان در سال آينده خواهد شد وسيله دفاع و چاره انديشى براى خود بنمائيد آنچه گفتم خواهد شد هيچ قابل تغيير نيست . اهل مدينه توجه به اين فرمايش امام نكرده ميگفتند چنين چيزى نميشود لذا چاره انديشى و وسيله دفاع فراهم نكردند فقط عده‌ى كمى با بنى هاشم آماده شدند و از مدينه خارج گرديدند . زيرا آنها ميدانستند هر چه حضرت باقر بفرمايد راست است سال بعد