العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

174

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

امام پرسيد شغل تو چيست ؟ عرضكرد گندم ميفروشم . فرمود دروغ گفتى گفت گاهى جو هم ميفروشم . فرمود دروغ گفتى تو دانه خرما ميفروشى گفت چه كس اين خبر را بشما داد . فرمود همان فرشته‌اى كه دوست را از دشمن برايم مشخص مىكند تو ديوانه از دنيا خواهى رفت . جابر جعفى گفت وقتى ما بكوفه برگشتيم از او جستجو نموديم پيره زنى را بما معرفى كردند پيش او رفتيم گفت سه روز قبل با ديوانگى از دنيا رفت . « 1 » خرايج - ابو بصير گفت در خدمت حضرت باقر بودم در مسجد پيغمبر كه عمر بن عبد العزيز وارد شد لباس زرد رنگى داشت تكيه بغلام خود كرده بود . امام فرمود اين پسر زمامدار خواهد شد و عدالت مىكند چهار سال زندگى خواهد كرد سپس از دنيا ميرود اهل زمين بر او گريه ميكنند ولى فرشتگان آسمان لعنتش مينمايند زيرا مقامى را كه مربوط به او نيست گرفته ولى پس از زمامدارى به اندازه قدرت خود عدالت ميورزد . در رجال كشى ص 134 اسلم غلام محمد بن حنفيه گفت در خدمت حضرت باقر تكيه بزمزم داده بودم محمد بن عبد الله بن حسن طواف ميكرد امام فرمود اين جوان را ميشناسى ؟ گفتم آرى محمد بن عبد الله بن حسن است فرمود به زودى قيام مىكند و در حال زارى كشته خواهد شد . بعد فرمود اين حديث را به احدى نقل نكنى امانت نزد تو سپردم . ولى من بمعروف بن خربوذ نقل كردم اما از او پيمان گرفتم كه به كسى نگويد . ما چهار نفر از اهل مكه صبح و شام خدمت آن جناب بوديم . معروف عرض كرد آقا اين حديثى كه اسلم برايم نقل كرد مايلم از خودتان

--> ( 1 ) در روايت ديگرى است كه امام فرمود كثير النوا زنازاده است سدير گفت از قبيله او جستجو كرديم پيره زنى گفت ميخواهيد به او دختر بدهيد گفتم آرى گفت اين كار را نكنيد كه او زنازاده است در همين خانه مادرش چهار بچه از زنا زائيده كه او چهارمى بود .