العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
139
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
ميتوانست نماز ميخواند همين كه تاريك ميشد مختصرى ميخوابيد باز در دل شب هر چه ميتوانست نماز ميخواند بعد از نماز به پا ميايستاد با اشك جارى دعا ميكرد و تضرع تا سپيده دم . همين كه صبح ميشد به سجده ميرفت پس از سجده حركت ميكرد و نماز صبح را ميخواند پس از نماز به تعقيب مىپرداخت تا روز برميآمد . آنگاه ساعتى از پى كار روزانه ميرفت نزديك ظهر در محل نماز مىنشست تسبيح و تمجيد خدا ميكرد تا موقع نماز . همين كه موقع نماز ميشد نماز ظهر را ميخواند پس از مختصر زمانى نماز عصر را ميخواند باز به تعقيب مىپرداخت و پس از تعقيب به سجده ميرفت پس از اذان نماز مغرب و عشاء را ميخواند . گفتم هميشه روزه داشت ؟ گفت نه ولى سالى سه ماه روزه ميگرفت و در هر ماه سه روز . گفتم آيا در امور دينى مردم فتوى ميداد . گفت من چنين چيزى را از او بخاطر ندارم . سپس صحيفه كامله دعاهاى سجاد را بيرون آورده به من داد . كفاية الاثر در ص 327 مينويسد : محمد بن مسلم گفت پيش زيد بن على رفتم گفتم گروهى چنان گمان دارند كه تو امامى گفت نه من از عترت پيامبرم پرسيدم چند نفر بعد از شما متصدى امامت ميشوند گفت هفت نفر كه مهدى از آنها است . محمد بن مسلم گفت خدمت حضرت باقر رسيدم و جريان را عرضكردم فرمود راست گفته برادرم زيد راست گفته پس از من متصدى امامت هفت نفر ميشوند كه مهدى از آنها است در اين موقع اشك از ديده امام باقر ريخت فرمود گويا مىبينم كه زيد را در كناسه كوفه بدار آويختهاند . فرمود پسر مسلم ! پدرم از پدر خود حضرت حسين نقل كرد كه پيامبر دست بر پشت من گذاشته فرمود حسين جان از نژاد تو فرزندى بنام زيد خواهد آمد كه او را مظلوم ميكشند روز قيامت او و يارانش رهسپار بهشت برين ميشوند .