العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

140

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

در همين كتاب است كه عبد الله بن علا گفت بزيد بن على گفتم نظر تو در باره شيخين ( ابا بكر و عمر ) چيست ؟ فرمود آن دو را لعنت كن . گفتم تو امام هستى . گفت نه . پرسيدم پس ما بايد بكه مراجعه كنيم گفت چنگ بزن بدامن آن كسى كه موى بلند دارد و اشاره به حضرت صادق كرد . در امالى شيخ ص 64 مينويسد مهزم بن ابى برده اسدى گفت وارد مدينه شدم پس از دار كشيدن زيد رضى الله عنه خدمت حضرت صادق رسيدم همين كه چشمش به من افتاد فرمود عمويم چه شد ؟ عرضكردم بدار آويخته گرديد فرمود در كجا ؟ عرضكردم در كناسه بنى اسد . فرمود تو او را بر دار در كناسه بنى اسد ديدى ؟ گفتم آرى . گريه كرد بطورى كه صداى گريه بانوان از پشت پرده بلند شد سپس فرمود به خدا قسم هنوز كار ديگرى مانده كه نسبت به او خواهند كرد بعد از اين . من در فكر شدم كه ديگر چه كارى ميكنند پس از كشتن و بدار آويختن از خدمت ايشان مرخص شدم همين كه بكناسه رسيدم گروهى را ديدم كه جمع شده‌اند وقتى به آنها پيوستم ديدم زيد را از دار پائين آورده‌اند و ميخواهند . بدنش را آتش بزنند . با خود گفتم اين كارى بود كه حضرت صادق ميفرمود . در كفاية الاثر ص 326 مينويسد محمد بن بكير گفت خدمت زيد بن على رسيدم صالح بن بشير نيز حضور داشت سلام كردم ميخواست به طرف عراق برود گفتم يا ابن رسول الله حديثى كه از پدرت شنيده‌اى برايم نقل كن . فرمود پدرم از پدر خود و او از جدش نقل كرد كه پيغمبر فرمود هر كه را خداوند نعمتى عنايت كرد بايد سپاس و حمد آن را بنمايد و هر كه كم روزى گرديد استغفار نمايد ( تا روزيش زياد گردد ) و هر كه از چيزى غمگين بود براى رفع آن بگويد ( لا حول و لا قوة الا بالله ) . عرضكردم منور بفرمائيد گفت پيامبر اكرم فرمود من در باره چهار نفر شفاعت ميكنم در روز قيامت 1 - احترام‌كننده باولادم 2 - برآورنده نياز آنها 3 - كسى كه در راه بر طرف نمودن گرفتارى آنها كوشش مينمايد 4 - دوستدار