العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

137

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

گفتم بابا نام آنها را برايم شرح ده . گفت على بن ابى طالب ، حسن بن على ، و حسين بن على ، و على ابن الحسين . اين چهار نفر درگذشته‌اند باقيماندگان برادرم حضرت باقر بعد از او فرزندش حضرت صادق پس از او فرزندش موسى بعد از او فرزندش على پس از او فرزندش محمد و بعد از او پسرش على بعد از على پسرش حسن پس از حسن فرزندش مهدى است . گفتم بابا شما از آنها نيستى ؟ گفت نه ولى من هم از عترت پيامبرم گفتم بابا اسامى آنها را از كجا ميدانى ، گفت پيمانى است كه پيامبر اكرم گرفته و بما رسيده است . اگر كسى اعتراض كند كه زيد بن على با شنيدن اين احاديث از معصومين باز چگونه قيام كرد و ادعاى امامت نمود و با حضرت صادق عليه السلام مخالفت كرد . با اينكه زيد شخصيت و مقامى بس ارجمند از نظر علم و زهد در نزد خاص و عام داشت . چنين كارى را كسى كه مخالف امام و منكر اوست انجام ميدهد نه مانند زيد . در جواب اين اعتراض ميگويم كه زيد بن على براى امر بمعروف و نهى از منكر قيام كرد نه از نظر مخالفت با پسر برادرش جعفر بن محمد عليه السلام اين مخالفت بين مردم بوجود آمد زيرا ديدند زيد خروج كرد و حضرت صادق خروج ننمود بعضى از شيعيان خيال كردند امتناع حضرت صادق بواسطه مخالفت با زيد بوده با اينكه اين امتناع بواسطه مصلحتى بود كه امام اطلاع داشت وقتى زيديها اين جريان را مشاهده كردند گفتند امام كسى است كه با شمشير قيام كند و كسى كه در خانه نشيند و در به روى خود ببندد امام نيست اين دو قسمت سبب اختلاف بين شيعه بود و گر نه بين حضرت صادق و زيد هيچ گونه اختلافى وجود نداشت دليل اين مدعى سخن خود زيد است كه ميگفت هر كه مايل بجنگ است پيش من بيايد و هر كه جوياى دانش است برود پيش پسر برادرم جعفر اگر او مدعى امامت بود مقام علم و دانش را از خود نفى نميكرد زيرا امام بايد از مردم داناتر باشد . و از سخنان مشهور حضرت