العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

130

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

و هنوز موقع آمدن مهدى نشده اگر ميخواهى در راه خدا قيام كند امر به معروف و نهى از منكر نمايد ما از تصميم تو كه بزرگ قبيله مائى روى گردان نيستيم و با پسرت در همين مورد بيعت ميكنيم . از شنيدن اين حرف عبد الله خشمگين شده گفت من ميدانم تو اشتباه ميكنى خدا ترا از غيب خبر نداده اين حرفها كه ميزنى از حسادت نسبت به فرزند من سرچشمه ميگيرد . امام فرمود به خدا قسم حسد مرا وادار نميكند ولى اين و برادران و فرزندانش حكومت را بدست خواهند آورد دست بر پشت ابو العباس ( سفاح ) زد بعد دست روى شانه عبد الله بن حسن گذاشته فرمود به خدا قسم به تو و دو فرزندت نميرسد مال آنها است دو پسر تو كشته خواهند شد از جاى حركت نمود و تكيه بر دست عبد العزيز بن عمران داشت بعبد العزيز فرمود مىبينى آنكه جامه زرد پوشيده اشاره به ابو جعفر ( منصور دوانيقى ) كرد عرض كرد بلى . فرمود من چنين ميبينم او را ميكشد . عرضكرد منصور محمد را ميكشد فرمود آرى . من با خود گفتم بر او رشك ميبرد كه اين حرف را مىزند عيسى گفت من با چشم خود ديدم منصور هر دو برادر را كشت . عيسى گفت وقتى حضرت صادق از جاى حركت كرد و مردم متفرق شدند عبد الصمد و ابو جعفر منصور از پى امام رفتند عرضكردند آقا واقعا چنين است ؟ فرمود همين است كه گفتم خدا را شاهد ميگيرم از روى اطلاع ميگويم . ابو الفرج ميگويد كه حضرت صادق هر وقت محمد بن عبد الله بن حسن را ميديد اشك اطراف چشمش را ميگرفت ميگفت جانم فدايش مردم در باره او چيزها ميگويند ولى او كشته خواهد شد . در آثارى كه از على عليه السلام در دست ما است او را جزء خلفاء اين امت شمرده است . يك نفر زيدى ( كسانى كه زيد بن على بن الحسين را امام ميدانند ) از شيخ مفيد سؤالى كرد منظورش فتنه انگيزى بود .