العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
13
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
مايلى ؟ اگر خجالت ميكشيد و سكوت ميكرد همين سكوتش را دليل اجازهاش قرار ميداد و دستور ازدواجش را صادر ميكرد . اگر ميگفت نه اجبار بر پذيرش نميكرد . خواستگاران در مقابل شهربانو ايستادند با دست اشاره بحسين بن على ( ع ) كرد باز براى مرتبه دوم از او تقاضاى انتخاب كردند اين مرتبه نيز اشاره بحسين بن على كرده گفت اگر اختيار با من است همين شخص . امير المؤمنين را ولى خود قرار داد ، حذيفه نيز خطبه عقد را خواند . امير المؤمنين به او فرمود اسمت چيست گفت شاه زنان دختر كسرى فرمود تو شهربانو و خواهرت مرواريد است گفت آرى صحيح است . مبرد در كامل پس از ذكر نام مادر و لقبهاى حضرت سجاد مينويسد دربان آن آقا يحيى بن ام طويل كه در واسط بدست حجاج بن يوسف لعنه الله كشته شد . باب دوم تصريح بامامت ايشان و ساير دلائل امامت محمد بن مسلم گفت از حضرت صادق عليه السلام پرسيدم انگشترى حضرت حسين بكه رسيد ، شنيدهام از انگشت آن جناب بيرون آوردهاند فرمود آن طور كه گفتهاند نيست . حضرت حسين بفرزندش على بن الحسين وصيت نمود و انگشترى خود را بانگشت او نمود همان كارى كه پيغمبر نسبت به امير المؤمنين عليه السلام نمود و امير المؤمنين نسبت به امام حسن انجام داد و حضرت امام حسن نسبت به امام حسين . اين انگشتر رسيد بپدرم و از او رسيد به من اكنون در اختيار من است كه هر جمعه بانگشت ميكنم و با آن نماز ميخوانم ، محمد بن مسلم گفت روز جمعه خدمت آن جناب رسيدم در حال نماز ، پس از پايان نماز دستش را بجانب من دراز كرد ديدم انگشترى در دست دارد كه نقش آن لا إله الا الله عدة للقاء الله . فرمود