العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

127

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

را نميشناسد ميانه رو مقتصد كسى است كه امام را ميشناسد سبقت‌گيرنده به كار نيك خود امام است . حسن ! ما خانواده‌اى هستيم كه هر يك از ما قبل از خارج شدن از دنيا اقرار خواهد كرد بفضيلت هر صاحب فضلى ( منظور اقرار بمقام امام وقت است ) . ارشاد مفيد مينويسد زيد بن على بن الحسين سر آمد برادران خود بود غير از حضرت باقر از همه پارساتر و پرهيزگارتر و داناتر و سخاوتمندتر و شجاعتر بود قيام بشمشير كرد امر بمعروف و نهى از منكر نمود و انتقام خون حسين عليه السلام را خواست . زياد بن منذر گفت وارد مدينه شدم هر چه از زيد بن على بن الحسين جستجو كردم گفتند او هم قسم قرآن است . هشيم گفت خالد بن صفوان از زيد بن على بن الحسين صحبت ميكرد من از او پرسيدم زيد را كجا ديده‌اى گفت در رصافه پرسيدم چگونه مردى است گفت هر وقت از ترس خدا گريه ميكرد اشكش با مخاط دماغش مخلوط ميشد . گروهى از شيعيان بامامت او معتقدند و علت اين اعتقاد آن بود كه زيد با شمشير قيام نمود و دعوت ميكرد برضاى آل محمد . گمان كردند منظورش خودش مىباشد در صورتى كه او چنين نظرى نداشت زيرا ميدانست كه برادرش امام است و او در هنگام وفات به فرزندش ابا عبد الله ( حضرت صادق ) وصيت نموده . سبب قيام زيد علاوه بر آنچه ذكر شد از انتقام گرفتن خون حسين اين بود كه روزى بمجلس هشام وارد شد و هشام بن عبد الملك دستور داده بود چنان نزديك بهم بنشينند كه زيد نتواند خود را بنزديك هشام برساند و جاى نشستن نداشته باشد آنها چنين كردند زيد وارد شد وضع را كه چنين ديد گفت هشام هيچ كس در ميان بندگان خدا نيست كه مقامش بالاتر از آن باشد كه او را به پرهيزگارى از خدا سفارش نمود و نه هيچ كس هست كه مقامش پائين‌تر