العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

101

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

ابو خالد كابلى ، يحيى بن ام الطويل و جبير بن مطعم سپس زياد شدند و ديگران به اين سه نفر ملحق گرديدند يحيى بن ام طويل داخل مسجد پيغمبر ميشد و ميگفت ما از شما بيزار شديم و دشمنى بين ما و شما آشكار گرديد . باب نهم نوادر اخبار زين العابدين عليه السلام ابو حمزه ثمالى گفت با على بن الحسين رفتم خارج مدينه رسيد بديوارى فرمود يك روز به اين ديوار رسيدم به آن تكيه كردم ناگاه ديدم مردى كه دو جامه سفيد بر تن داشت روبروى من ايستاد و بصورتم نگاه ميكرد . گفت هميشه ترا محزون مىبينم اگر براى دنيا غمناكى دنيا رزق آماده ايست كه مردمان خوب و بد از آن ميخورند . گفتم براى دنيا نيست و گر نه همانست كه تو ميگوئى ، گفت براى آخرت است كه آن هم وعده‌ايست حتمى كه ملكى قاهر آن روز حكومت خواهد كرد پس براى چه محزونى ؟ گفتم از دست ابن الزبير ناراحتم لبخندى زده گفت آيا ديده‌اى كسى به خدا توكل كند خدا او را كفايت ننمايد ؟ گفتم نه . گفت ديده‌اى كسى از خدا بخواهد خدا به او ندهد ؟ گفتم نه . گفت ديده‌اى كسى از خدا بترسد او را نجات ندهد ؟ گفتم نه . ناگاه ديدم كسى جلويم نيست . در كشف الغمه مينويسد : پس از غايب شدن آن شخص صدائى بلند شد على بن الحسين او خضر بود با تو صحبت كرد . توضيح - خداوند خضر را براى تسلى و تذكر حضرت زين العابدين فرستاد اين منافات ندارد كه زين العابدين عليه السلام از خضر مقامش بالاتر باشد چنانچه ملائكه را براى تعليم و تذكر انبياء ميفرستاد با اينكه پيامبران از ملائكه بهتر بودند . كافى - عباس بن عيسى گفت حضرت على بن الحسين گرفتار مضيقه مالى شد بغلامش مراجعه نمود و از او ده هزار درهم قرض خواست تا مدتى كه پرداخت