العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
64
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
2 - على الاعادى مثل ريح صرصرة * أكيلكم بالسيف كيل السندرة 1 - يعنى اگر مرا نمىشناسيد من پسر حيدر كرار هستم كه شير بيشه و شير ژيان و براى دشمنان نظير باد صرصر بود . 2 - من بر عليه دشمنان نظير باد صرصرى هستم ( كه آنان را نابود كند ) من شما را مثل شير ژيان از دم شمشير ميگذرانم . ذكر اين موضوع بعد از اينكه قاسم بن الحسن را سابقا ذكر نموديم غريب و بعيد است . گفتهاند : سپس على بن الحسين عليه السلام جلو آمد . محمّد بن ابى طالب و ابو الفرج نوشتهاند كه مادر على بن الحسين : ليلى دختر ابو مرة بن عروة بن مسعود ثقفى بود . وى در آن روز جوانى هجده ساله بود . ابن شهر آشوب ميگويد : جوانى بيست و پنج ساله بود . گفتهاند : امام حسين عليه السلام انگشت سبابه و بقولى محاسن شريف خود را به طرف آسمان بلند كرد و فرمود : اللهم اشهد على هؤلاء القوم ، فقد برز إليهم غلام اشبه الناس خلقا و خلقا و منطقا برسولك يعنى بار خدايا ! بر اين گروه شاهد باش ، زيرا جوانى براى مبارزهء ايشان قيام كرد كه از لحاظ خلقت و اخلاق شبيهترين مردم است به رسول تو . هر گاه ما مشتاق ديدار پيامبر تو ميشديم به جمال اكبر نظر مىكرديم . پروردگارا ! ايشان را از بركات زمين محروم كن ! و آنان را بنحو مخصوصى پراكنده نما و پردهء اسرار ايشان را پاره كن ، آنان را دچار اختلاف و راههاى مختلف نما ، واليان امر را از ايشان راضى مفرما . زيرا اينان ما را دعوت كردند كه يار و ناصر ما باشند ولى بر عكس با ما قتال مينمايند . پس از اين جريان امام حسين عليه السلام به ابن سعد فرياد زد و فرمود : ما لك قطع اللَّه رحمك ! و لا بارك اللَّه لك في امرك و سلط عليك من يذبحك بعدى على فراشك !