العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

63

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

فرات گرديد . تعداد چهار هزار نفر كه موكل آب فرات بودند آن بزرگمرد را محاصره و تير باران كردند . ولى او لشكر را شكافت و بنا به آنچه كه روايت شده تعداد هشتاد نفر از دشمن را كشت تا بر سر آب رسيد . وقتى خواست مشتى آب بياشامد به ياد تشنگى امام حسين و اهل بيت آن حضرت آمد و آب را ريخت . پس از اينكه مشك را پر از آب كرد و بدوش راست خود انداخت متوجه خيمه‌ها گرديد . دشمنان سر راه بر آن حضرت گرفتند و از هر طرفى او را محاصره نمودند . حضرت عباس عليه السلام با آنان كارزار كرد تا اينكه نوفل بن ازرق دست راست آن حضرت را قطع كرد . آن بزرگوار مشك را بدوش چپ انداخت و نوفل دست چپ وى را هم از بند جدا كرد . حضرت عباس عليه السلام بناچار مشك را به دندان گرفت . ناگاه تيرى به طرف آن بزرگمرد آمد و به مشك آب اصابت نموده آب روى زمين ريخت . سپس تير ديگرى آمد و بر سينهء مباركش جاى گرفت ! پس از اين جريان بود كه از بالاى اسب خود به زمين سقوط كرد و فرياد زد : يا اخا ادركنى . وقتى امام حسين عليه السلام آمد و آن حضرت را ديد كه از پاى در آمده است گريان شد و عباس را بخيمه برد « 1 » هنگامى كه حضرت قمر بنى هاشم شهيد شد امام حسين فرمود : الان انكسر ظهرى و قلت حيلتى يعنى الان پشتم شكست و راه چاره‌ام قليل و اندك شد ابن شهر آشوب ميگويد : بعد از حضرت عباس قاسم بن الحسن در حالى براى مبارزه در راه خدا قيام كرد كه اين رجز را ميخواند : 1 - ان تنكرونى فأنا ابن حيدرة * ضرغام آجام و ليث قسورة

--> ( 1 ) چون راوى و آن كتابى اين موضوع از آن نقل شده است هر دو مجهول هستند لذا غريب به نظر ميرسد . مخصوصا اينكه ميگويد : امام حسين نعش عباس را بخيمه برد . زيرا ترديدى نيست كه امام حسين جنازهء آن حضرت را به خيمه نبرد و اكنون قبر آن بزرگوار تا خيمه‌گاه خيلى فاصله دارد . مترجم