العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

400

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

گردش ميكرد و ميگفت : هر كس بخواهد به زيارت قبر امام حسين برود در هر زمان در امان خواهد بود . 3 - در كتاب كامل الزياره از اسحاق بن عمار نقل مىكند كه گفت : به حضرت صادق گفتم : من در شب عرفه در حائر امام حسين مشغول نماز بودم . در آنجا در حدود پنجاه هزار نفر جمعيت بودند كه داراى صورت‌هائى نيكو و روح‌هائى پاك بودند . آنان عموما در آن شب مشغول نماز بودند . وقتى فجر طلوع كرد من سجده كردم . سپس سر از سجده برداشتم و احدى از آنان را نديدم . حضرت صادق فرمود : در آن هنگامى كه امام حسين عليه السلام مشغول كارزار بود تعداد پنجاه هزار ملك از نزد آن حضرت عبور كردند و به طرف آسمان عروج نمودند . خداى سبحان به ايشان وحى كرد : شما از نزد پسر دختر پيغمبر من عبور كرديد و او را كه مشغول كارزار بود يارى ننموديد ؟ اكنون بسوى زمين هبوط كنيد و در حالى نزد قبر حسين ساكن شويد كه ژوليده مو و غبار آلود باشيد تا قيامت قيام نمايد . 14 - نيز در همان كتاب از حسين كه پسر دختر ابو حمزهء ثمالى بود نقل مىكند كه گفت : در اواخر زمان بنى مروان من از خوف اهل شام مخفيانه متوجه قبر امام حسين شدم ، تا اينكه بناحيه‌اى از آن قريه رسيدم و مخفى شدم . وقتى شب از نصفه گذشت من متوجه قبر حسين عليه السلام شدم . موقعى كه نزديك قبر رسيدم مردى بسوى من آمد و به من گفت : برگرد ، تو اجر خود را دارى ، زيرا بقبر نخواهى رسيد . من در حالى كه هراسان بودم بازگشتم . وقتى نزديك شد فجر طلوع كند دوباره متوجه قبر شدم و نزديك آن رسيدم . نيز آن مرد خارج شد و به من گفت : برگرد ، تو هرگز به اين قبر نخواهى رسيد . گفتم : خدا تو را عافيت دهد ، چرا من به اين قبر نميرسم ، در صورتى كه من از كوفه براى زيارت اين قبر آمده‌ام ! ؟ تو بين من و اين قبر حائل مشو ! زيرا ميترسم صبح شود و اهل شام مرا در اين مكان درك